معرفی وبلاگ
حضرت آیت الله خامنه ای در نشست اندیشه های راهبردی ؛ نقش و سهم بانوان را در نظام اسلامی ممتاز و بی بدیل دانستند و خاطر نشان کردند : " نقش بانوان در دوران مبارزه پیروزی انقلاب اسلامی ، بعداز انقلاب بویژه دوره بسیار سخت دفاع مقدس و در عرصه های مختلف ، نقش مؤثر ، ممتاز و بی جایگزینی است که با هیچ معیاری قابل اندازه گیری نیست ." از نگاه رهبر انقلاب اسلامی ، اولین کسی که نقش و جایگاه ممتاز بانوان را درک کرد و زمینه ساز نقش افرینی برجسته زنان در عرصه های مختلف شد ، امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بود.
صفحه ها
دسته
لينك سازمان زنان
لينك دوستان
سايت مراجع تقليد
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 0
تعداد نوشته ها : 1937
تعداد نظرات : 211
Rss
طراح قالب
GraphistThem267

 

 گويى مسأله زن در نهج البلاغه آن چنان نيست كه بتوان بى پرده و باز آن را مطرح كرد چنانكه حتى خوديها نيز باور كرده اند كه زن در نهج البلاغه آن چنان كه بايد مطرح شود مورد توجه قرار نگرفته، و احيانا سخن دشمنان را به نظر مى آورد كه آنچه در نهج البلاغه در اين باره آمده است با كرامت زن، با مقام انسانى زن، متناسب نيست. البته اگر ما با اين ديد مسئله را بررسى كنيم، دشوار است كه بتوانيم به نتيجه برسيم. اما خوشبختانه، بحث به مقدار لازم شكافته شده و ماآن چنان آمادگى را داريم كه موضوع را به دور از جوّهاى انحرافى دنبال كنيم. قبل از آن كه سخنان امام بزرگ (ع) را در زمينه مقام و شخصيت زن مطرح كنم، ناگزيرم چند موضوع را تذكر بدهم.
مسئله اول، موضوع دنباله روى از جوّهاى كاذبى است كه احيانا در باره برخى از مسائل اسلامى بوجود آمده و يا خواهد آمد. براى اين كه با يك مثال، مقصودم را رسانده باشم و از مطلب بگذرم، شما را بياد شرايط جنگ بين المللي اول مى اندازم كه در آن شرايط، وقتى بخشى از دنيا، عليه امپراطورى عثمانى كه بناحق اسم حكومت اسلامى را يدك مى كشيد، بسيج شده بود، و مسلمانان يعنى عثمانى ها بعنوان انسان هاى خشن در دنيا مطرح بودند، ناگزير موجى عليه السلام بعنوان آيين خشن و آيين شمشير و زور و اسلحه مطرح بود. مى بينيم در آن شرايط انحرافى، قلم هاى نويسندگان و فكر متفكران اسلامى ما بيش از آن حد كه لازم است پيش مى رود و اسلام را بدون توجه به آن بعدهاى لازم خشونت آميزش- كه خشونت در برابر خشونت است، خشونت در برابر ظالم و متجاوز است، خشونت در برابر استعمار و استثمار است- با سيمايى از صلح و صفا ترسيم مى كند و در نتيجه تصويرى غلط از اسلام ارائه مى شود. فكر ميكنم همين يك مثال كافى باشد.
مبادا ما در مسأله زن از ديدگاه اسلام و يا از ديدگاه نهج البلاغه، مرتكب چنين انحراف بزرگى بشويم، به جهت جوّسازى هايى كه غرب در اين زمينه عليه اسلام و يا غربزده هاى ما عليه نهج البلاغه كرده اند، ما هم براى دفاع از حيثيت و دفاع از كيان خود، مسائلى از اسلام را مطرح كنيم كه از اسلام نيست. حالت تدافعى داشتن در تحليل مسائل، همواره اين ورطه و اين فاجعه را به دنبال دارد. بررسى مسائل اسلامى بايد به گونه آزاد باشد و به دور از اين گونه جوّها و جوّسازى هاى انحرافى.

به ادامه مطلب مراجعه كنيد .....


گویى مسأله زن در نهج البلاغه آن چنان نیست که بتوان بى پرده و باز آن را مطرح کرد چنانکه حتى خودیها نیز باور کرده اند که زن در نهج البلاغه آن چنان که باید مطرح شود مورد توجه قرار نگرفته، و احیانا سخن دشمنان را به نظر مى آورد که آنچه در نهج البلاغه در این باره آمده است با کرامت زن، با مقام انسانى زن، متناسب نیست. البته اگر ما با این دید مسئله را بررسى کنیم، دشوار است که بتوانیم به نتیجه برسیم. اما خوشبختانه، بحث به مقدار لازم شکافته شده و ماآن چنان آمادگى را داریم که موضوع را به دور از جوّهاى انحرافى دنبال کنیم. قبل از آن که سخنان امام بزرگ (ع) را در زمینه مقام و شخصیت زن مطرح کنم، ناگزیرم چند موضوع را تذکر بدهم.
مسئله اول، موضوع دنباله روى از جوّهاى کاذبى است که احیانا در باره برخى از مسائل اسلامى بوجود آمده و یا خواهد آمد. براى این که با یک مثال، مقصودم را رسانده باشم و از مطلب بگذرم، شما را بیاد شرایط جنگ بین المللی اول مى اندازم که در آن شرایط، وقتى بخشى از دنیا، علیه امپراطورى عثمانى که بناحق اسم حکومت اسلامى را یدک مى کشید، بسیج شده بود، و مسلمانان یعنى عثمانى ها بعنوان انسان هاى خشن در دنیا مطرح بودند، ناگزیر موجى علیه السلام بعنوان آیین خشن و آیین شمشیر و زور و اسلحه مطرح بود. مى بینیم در آن شرایط انحرافى، قلم هاى نویسندگان و فکر متفکران اسلامى ما بیش از آن حد که لازم است پیش مى رود و اسلام را بدون توجه به آن بعدهاى لازم خشونت آمیزش- که خشونت در برابر خشونت است، خشونت در برابر ظالم و متجاوز است، خشونت در برابر استعمار و استثمار است- با سیمایى از صلح و صفا ترسیم مى کند و در نتیجه تصویرى غلط از اسلام ارائه مى شود. فکر میکنم همین یک مثال کافى باشد.
مبادا ما در مسأله زن از دیدگاه اسلام و یا از دیدگاه نهج البلاغه، مرتکب چنین انحراف بزرگى بشویم، به جهت جوّسازى هایى که غرب در این زمینه علیه اسلام و یا غربزده هاى ما علیه نهج البلاغه کرده اند، ما هم براى دفاع از حیثیت و دفاع از کیان خود، مسائلى از اسلام را مطرح کنیم که از اسلام نیست. حالت تدافعى داشتن در تحلیل مسائل، ه%

دسته ها : نهج البلاغه
يکشنبه پانزدهم 5 1391 9:26
X