معرفی وبلاگ
حضرت آیت الله خامنه ای در نشست اندیشه های راهبردی ؛ نقش و سهم بانوان را در نظام اسلامی ممتاز و بی بدیل دانستند و خاطر نشان کردند : " نقش بانوان در دوران مبارزه پیروزی انقلاب اسلامی ، بعداز انقلاب بویژه دوره بسیار سخت دفاع مقدس و در عرصه های مختلف ، نقش مؤثر ، ممتاز و بی جایگزینی است که با هیچ معیاری قابل اندازه گیری نیست ." از نگاه رهبر انقلاب اسلامی ، اولین کسی که نقش و جایگاه ممتاز بانوان را درک کرد و زمینه ساز نقش افرینی برجسته زنان در عرصه های مختلف شد ، امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بود.
صفحه ها
دسته
لينك سازمان زنان
لينك دوستان
سايت مراجع تقليد
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 889277
تعداد نوشته ها : 1937
تعداد نظرات : 211
Rss
طراح قالب
GraphistThem267

 

افسران - براي احياي ارزش ها

 

افسران - كتاب «درس‌هاي پيامبر اعظم»

 

اين كتاب در 278 صفحه شامل گزيده‌اي از بيانات رهبر معظّم انقلاب اسلامي درباره‌ي شخصيّت، ويژگي‌ها، و بعثت نبيّ مكرّم اسلام(صلّي الله‌عليه و‌آله ) است.

كتاب «درس‌هاي پيامبر اعظم (صلّي الله عليه و‌آله )» منتشر شد.

كتاب « درس‌هاي پيامبر اعظمصلّي‌الله‌عليه‌وآله» گزيده‌اي از بيانات رهبر معظّم انقلاب اسلامي درباره‌ي شخصيّت، ويژگي‌ها، و بعثت نبيّ مكرّم اسلام(ص) توسط دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظّم رهبري منتشر شد.

 

اين كتاب در 278 صفحه شامل گزيده‌اي از بيانات حضرت آيت الله العظمي سيّدعلي خامنه‌اي(مدّظلّه العالي) رهبر معظّم انقلاب اسلامي درباره‌ي شخصيّت، ويژگي‌ها، و بعثت نبيّ مكرّم اسلام(صلّي الله‌عليه و‌آله ) است كه از ميان بيانات معظّمٌ‌له از خرداد 1368 تا شهريور 1390 ارائه شده است.


علاقه‌مندان براي اطلاع از نحوه‌ي تهيّه كتب فوق مي‌توانند با شماره تلفن‌هاي 66493548 و66483695 تماس حاصل نمايند و يا با نشاني پست الكترونيكbook@khamenei.ir مكاتبه نمايند .

 

 

پنج شنبه بیست و ششم 11 1391 11:50

افسران - فضيلت سه صلوات در شب و روز

 

قالَ رَسولُ اللهِ صَلَّي اللهُ عَليهِ وَآلِهِ:

مَنْ صَلَّي عَلَيَّ كُلَّ يُومٍ ثَلاثَ مَرّاتٍ وَفِي كُلِّ لَيْلَهٍٔ ثَلاثَ مَرّاتٍ حُبّاً لِي وَشُوقَاً إلَِيَّ كانَ حَقّاً عَلي اللهِ عَزَّوَجَلَّ أنْ يَغْفِرَ لَه ذُنُوبَه تِلكَ الليلهَٔ وَذلكَ اليومَ.

پيامبر اسلام صَلَّي اللهُ عَليهِ وَ آلِهِ فرمودند:

هر كه از روي محبت و دوستي نسبت به من، هر روز سه مرتبه و هر شب سه مرتبه صلوات فرستد، خداوند بر خود لازم نموده است كه از گناهان آن شب و روز او درگذرد .

بحارالأنوار91: 70، مستدرك وسائل الشيعهٔ5 :331

قالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّي اللهُ عَليهِ وَآلِهِ:

مَنْ كانَ آخِرُ كَلامِهِ الصَّلاهَٔ عَلَيَّ وَعَلي عَلِيٍّ دَخَلَ الجَنَّهَٔ

پيامبر اسلام صَلَّي اللهُ عَليهِ وَ آلِهِ فرمودند:

هر كسي كه پايانِ گفتارش صلوات بر من و علي بن أبي طالب عليهما السلام باشد داخل بهشت خواهد شد.

عيون أخبار الرضا عليه السلام1: 69، وسائل الشيعهٔ7: 199، جامع أحاديث الشيعه

 

 

 تصاوير زيباسازي وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقي، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

 

پنج شنبه بیست و ششم 11 1391 11:40

افسران - پدر خوب دختر خوب

 

پيامبر گرامي اسلام چندتا ويژگي براي فرزند دختر برشمردند:

انس و محبت را در خانه ايجاد مي‌كنند.

دختران پرتلاش‌تر از پسران هستند .

روحيهٔ لطيفي دارند. 

اگر دختر را آن‌جوري كه پيغمبراكرم(ص) احترام بيشتر برايش قائل بود ما هم احترام بيشتر برايش قائل باشيم.

پدرها و مادرها در خانه محبت بيشتر نسبت به دختران داشته باشند، آن‌وقت دختران در اثر كوچكترين توجهي كه در بيرون خانه نسبت به ايشان مي‌شود اسير و عبيد محبت ديگران نمي‌شوند، اسير توجه ديگران نمي‌شوند .

 

 

پنج شنبه دوازدهم 11 1391 10:44

 

 

عبارات حك‌ شده بر شمشير پيامبر(ص)

 

مرحوم شيخ صدوق(ره) نقل كرده است كه در دستگيره شمشير رسول اكرم(ص) اين چند جمله نوشته شده بود: «صِلْ مَنْ قطعك و قُلِ الحقَّ و لَوْ عَليكَ يا علي نَفْسِكَ و أحْسِنْ بِمَنْ أسَاءَ إليْكَ»

به گزارش مشرق به نقل از فارس، آيت‌الله سيدمحمد ضياءآبادي در كتاب «خاتم انبيا، رحمت بي‌انتها» آورده است: مرحوم علامه مجلسي(ره) از امالي مرحوم شيخ صدوق(ره) نقل كرده است كه در دستگيره شمشير رسول اكرم(ص) اين چند جمله نوشته شده بود:

«صِلْ مَنْ قطعك و قُلِ الحقَّ و لَوْ عَليكَ يا علي نَفْسِكَ و أحْسِنْ بِمَنْ أسَاءَ إليْكَ»

چه جمله‌هاي پرمحتوايي، آن هم بر قبضه شمشير! يعني اكنون كه پيامبر(ص) به قدرت رسيده و شمشير به دست گرفته است چه بايد بكند؟ آيا كارش جنگ و خون‌ريزي و بي‌رحمي است يا رحمت و لطف و كرم؟

از آنجايي كه شمشير هم براي دفع مهاجم و رفع مزاحم است از اين رو بر دسته‌اش نوشته شده:

«صِلْ مَنْ قطعك؛ اگر كسي از تو بريد، تو به او بپيوند».

او به خانه‌ات نيامد تو به خانه‌اش برو؛ از حالت جويا نشد تو از حال او جويا شو؛ نگو كه او نيامد من هم نمي‌روم؛ او از حالم نمي‌پرسد من هم نمي‌پرسم.

«قُلِ الحقَّ و لَوْ عَليكَ يا عَلي نَفْسِكَ؛ (هميشه و در هر جا) آنچه حق است بگو اگرچه به زيانت تمام شود.

«و أحْسِنْ بِمَنْ أسَاءَ إليْكَ؛ نيكي كن درباره كسي كه به تو بدي كرده است».

خيلي مهم است اگر به كسي كه با ما هيچ رابطه‌اي ندارد، نه به ما بدي كرده و نه خوبي، خدمتي كرده و يا مشكلي از او حل كنيم. البته كار خوبي كرده‌ايم؛ اما خيلي كار مهمي انجام نداده‌ايم. زماني هم كه كسي به ما خدمتي كرده و ما هم متقابلاً به او خدمتي مي‌كنيم باز هم كار مهمي نكرده‌ايم.

مهم اين است كه به كسي كه به ما بدي كرده، در زندگي ما مشكلي ايجاد كرده و يا چاهي سر راهمان كنده است خوبي كنيم، مشكلش را برطرف و خار را از سر راهش برداريم؛ اين است كمال و از مكارم اخلاق است. چرا كه الگو و اسوه ما رسول‌الله(ص) فرموده‌اند:

«إني بعثت لأتمم مكارم الاخلاق»

من آمده‌ام تا مكارم اخلاق را به كمال برسانم 

 

 

دوشنبه نهم 11 1391 15:13

افسران - چگونه مي توان حضرت رسول الله (صلي الله عليه وآله) را در خواب ديد؟

 

قرآن مجيد دقيق ترين تفسير را براي مساله خواب بيان كرده، زيرا مي‏گويد خواب يك نوع "قبض روح" و جدايي روح از جسم است اما نه جدايي كامل.

به اين ترتيب هنگامي كه به فرمان خدا پرتو روح از بدن برچيده مي‏شود و جز شعاع كم رنگي از آن بر اين جسم نمي‏تابد، دستگاه درك و شعور از كار مي‏افتد، و انسان از حس و حركت باز مي‏ماند، هر چند قسمتي از فعاليتهايي كه براي ادامه حيات او ضرورت دارد، مانند ضربان قلب و گردش خون و فعاليت دستگاه تنفس و تغذيه ادامه مي‏يابد.[1]

پس در خواب تعطيل شدن قسمتي از فعاليتهاي مغزي انسان[2]، اتفاق مي افتد نه تعطيل شدن كل فعاليتهاي انسان، و لذا در روايات از خواب به برادر مرگ تعبير شده است[3].
در حديثي وجود مقدس امام علي عليه السلام مي فرمايد: خواب مايه آسودن از درد و رنج و هم سنخ مرگ است. [4]

خواب ها انواعي دارند كه بطور كلي مي توان آن ها را در سه قسم كلي، آورد: الف. خوابهاي صريحي كه احتياجي به تعبير ندارد، ب. اضغاث احلام كه از جهت دشواري و يا تعذر، تعبير ندارد ، ج. خوابهايي كه نفس در آن با حكايت و تمثيل تصرف كرده، اين قسم از خوابها است كه تعبير مي‏شود. [5]

پس از ذكر اين مقدمه بايد بگوئيم كه اين امكان وجود دارد كه انسان در خواب، با سير در عالم مثال و عقل، خدمت اين عزيزان تشرف يابد يعني وقتي انسان به خواب رفت به عالم مثال و عقل كه خود، هم سنخ آنها است متوجه ‏شود، و در نتيجه پاره‏اي از حقايق آن عوالم را به مقدار استعداد و امكان مشاهده ‏نمايد.[6] و از اين جهت؛ اگر در حالات بزرگاني هم چون استاد مطهري مي خوانيم كه ايشان به اين شرافت نائل شده اند[7]، جاي تعجبي ندارد.
اما؛

اولا: همه انسان ها در امور مربوط به خواب از اختيار برخوردار نيستند كه بتوانند هدف مورد نظر خود را در عالم خواب ببينند.

ثانيا: اگر چه دستور العملي[8] در مفاتيح الجنان[9] براي ديدن پيامبر(ص) در خواب، ذكر شده است و اين خود مي تواند تاثيراتي داشته باشد ولي علت تامه براي ديدن پيامبر اكرم(ص) در خواب نيست تا هر كس به آنها عمل كرد حتما پيامبر اكرم(ص) را در خواب ببيند. چون اين مهم به شرايط ديگري نظير ترك گناهان ، انجام واجبات و صفاي باطن هم نيازمند است و با جمع شدن همه شرايط است كه ديدن پيامبر اكرم(ص) در خواب ميسر مي شود. يعني؛ افرادي كه روح تصفيه شده و جان و روان پاك دارند مي توانند به مقصود مورد نظر برسند.

بله اگر شما اين اعمال را انجام داديد و به مقصود نرسيديد، خداوند اجر ديگري به شما مي دهد، ‌چون هم آرزوي ديدن پيامبر اكرم(ص) و هم انجام آن اعمال كه اكثراً اذكار مستحبي هستند در نزد خداوند اجر دارد.

نكته پاياني اين كه ديدن پيامبر اكرم(ص) در خواب منحصر به انجام اين اذكار و اعمال نيست و از راههاي ديگري مثل توسل جستن به اولياء الهي، نيز امكان پذير است. در حالات آيت الله العظمي مرعشي نجفي مي نويسند كه ايشان فرمودند: شبي قبل از خواب توسلي پيدا كردم تا يكي از اولياء الله را در خواب ببينم،‌ ايشان وجود مقدس امير المؤمنين را در خواب مي بيند كه داستان معروف شعر شهريار (علي اي هماي رحمت) در آن شب اتفاق افتاده است.[10]

====================
ارجاعات در :

islamquest.net/fa/archive/question/fa959  

 

دوشنبه نهم 11 1391 12:30

 

پيوند آسماني

 

آسمان مي خندد اين اتفاق زيبا را و زمين كل مي كشد اين پيوند آسماني را.

چه طرب انگيز است آفتاب امروز مكه! چه روح فزاست هلهله ممتد نخلستان هاي عرب!
چشم هاي ملايك، با لهجه اي باراني شادباش مي گويد اين وصلت خوش آيند را.

 

 

امشب، شب ازدواج ملكه حجاز است؛

اما نه با شاهزادگان يمني و نه با تاجران مكي؛

با كسي كه پادشاه بي تاج و تخت زمين و آسمان است.

با كسي كه تمام كائنات، بهانه خلقت اوست و آفتاب، به طمع ديدار او هر روز طلوع مي كند، با كسي كه خداوند او را «رَحْمَةً لِلْعالَمينَ» ناميد.

 

 

خديجه، به خانه اي مي آيد كه زينتي جز حضور هميشگي ملايك ندارد؛ خانه اي كه جز صداي محمد، هيچ موسيقي دل نشيني را نمي شناسد، خانه اي كه افق هاي روشن آسمان، چشم به آستان بي آلايش آن دوخته اند.

خديجه، جان پيامبر مي شود. تمام ثروت خود را در محمد خلاصه مي كند.

و خديجه به خانه محمد صلي الله عليه و آله مي آيد تا مرهم زخم هاي فرداي محمد صلي الله عليه و آله شود.

 تصاوير زيباسازي وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقي، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

 

سه شنبه سوم 11 1391 14:44

 

عطر عشق، هواي مشتاق مكه را پر كرده است.

ديوارهاي مكه خبري شگفت را فهميده اند. كوه ها ايستاده اند تا عشقي ماندگار را براي اولين بار، در حجاز به تماشا بنشينند.

تمام لب ها زمزمه مي كنند شادي كلبه اي را كه از چراغ محبت محمد صلي الله عليه و آله و خديجه عليهاالسلام روشن خواهد شد؛ اما عشق، به خوش يمني اين پيوند ايمان دارد.

زمين به مباركي اش يقين دارد.

اصلاً اين تولد بهاري، بر ايماني ابدي شكل گرفته است.

اين دو عاشقانه آمده اند تا مهرباني هايشان را نذر روزهاي بي مهر حجاز كنند و عشق را با كيسه هاي شبانه نان، ميان مردم تقسيم كنند. تا خدا را به تماشاي اين همه بيناي نابينا بگذارند، تا دهان گورهاي دختران زنده به گور را براي هميشه ببندند.

با نام عشق آمدند تا تكيه گاه هم باشند؛ تا با هم به دوش بكشند سنگيني روزهاي طاقت فرساي نيامده را.

آمده اند تا يكي شوند و يك صدا تا يگانگي خداوند را منتشر كنند در هواي داغ حجاز، تا بادهاي گرم و نفس گير، باديه به باديه و خيمه به خيمه بوي خداوند را از سينه قبيله هاي چادرنشين بگذرانند.

عاشق هم شدند تا ترانه ها و شعرهاي عاشقانه عرب، كلمه به كلمه و مصرع به مصرع و بيت به بيت و قصيده به قصيده بوي حقيقت عشق را زندگي كنند و دست در دست هم دادند تا ارزش زن، بالا برود و قد بكشد؛

 

حتي بلندتر از شمشيرهاي آخته اي كه هميشه تشنه بوي خون بودند. دست در دست هم آمدند تا خنكاي زندگي را به روزهاي گرمازده حجاز بچشانند؛ روزهايي كه سال ها بود بوي عشق و مهرباني و زندگاني را فراموش كرده بود.

 

 

سه شنبه سوم 11 1391 14:36

 

ازدواج پيامبر اسلام با خديجه و تجلي نور

 

حضرت خديجه پانزده سال قبل از عام**الفيل و شصت و هشت سال قبل از هجرت نبوي در شهر مكه ديده به جهان گشود و پس از شصت و پنج سال زندگي باشرافت و فضيلت سرانجام در تاريخ دهم رمضان سال دهم بعثت و سه سال قبل از هجرت رسول خدا به مدينه وفات يافت.

نام او خديجه، و كنيه*اش «ام هند»، نام پدرش «خويلدبن اسد» و نام مادرش «فاطمه دختر زائده بن الاصم» مي*باشد. (1)

پدر و مادر خديجه با چند واسطه به «لويّ*بن غالب» مي*رسد كه جد اعلاي پيامبر خداست و مادر خديجه «هاله» دختر عبدمناف از اجداد پيامبر اسلام است. بنابراين خديجه هم از طرف پدر و هم از سوي مادر با پيامبر اسلام هم نسب مي*باشد. (2)

 

القاب خديجه قبل از اسلام

1- حضرت خديجه (سلام الله عليها) انجيل به عنوان «بانوي مباركه و همدم مريم در بهشت» ياد شده است، در آنجا كه در توصيف پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) خطاب به عيسي چنين آمده: (نسله من مباركه، و هي مونس أمك في الجنه) «نسل او از مباركه (بانوي پربركت) است كه همدم مادرت مريم در بهشت مي*باشد» (3)

2- در عصر جاهليت كه وجود زن پاكدامن بسيار كم بود، حضرت خديجه به خاطر قداست و پاكي در همه ابعاد، به عنوان «طاهره» [پاك سرشت و پاك روش] خوانده مي*شد.
3- و نيز شخصيت خديجه در همان عصر آن چنان چشمگير بود كه او را با عنوان «سيده نسوان» [سرور زنان] مي*خواندند. (4)


تولد پيامبر

تولد حضرت محمد (صلي الله عليه واله) بنابر بسياري از روايات در 17 ربيع*الاول عام*الفيل (570 م)، يا به روايتي 12 همان ماه روي داد. پدر پيامبر (صلي الله عليه واله)، عبدالله فرزند عبدالمطلب و مادرش آمنه دختر وهب و هر دو از قبيله بزرگ قريش بودند، قبيله*اي كه بزرگان آن از نفوذ فراواني در مكه برخوردار بودند و بيشتر به بازرگاني اشتغال داشتند.

عبدالله، پدر پيامبر (صلي الله عليه واله) اندكي پيش از تولد فرزندش براي تجارت با كارواني به شام رفت و در بازگشت بيمار شد و در گذشت. بنابر رسمي كه در مكه رايج بود، محمد (صلي الله عليه واله) را به زني به نام حليمه سپردند تا در فضاي ساده و پاك باديه پرورش يابد. وي 6 ساله بود كه همراه مادر براي ديدار خويشان به يثرب (مدينه) رفت، اما آمنه نيز در بازگشت بيمار شد و در گذشت و او را در ابواء- نزديك مدينه- به خاك سپردند.

محمد (صلي الله عليه واله) از اين پس در كنف حمايت جدش عبدالمطلب قرار گرفت، اما او نيز در 8 سالگي وي در گذشت و سرپرستي محمد (صلي الله عليه واله) برعهده عمويش ابوطالب گذارده شد. ابوطالب در سفري تجارتي به شام او را با خود همراه برد كه راهبي نشانه*هاي پيامبري را در او يافت و ابوطالب را از آن امر مطلع ساخت.(5)

 

ازدواج پيامبر (صلي الله عليه واله)

تجربه موفقي كه پيامبر (صلي الله عليه واله) در تجارت از خود نشان داد، همچنين اعتبار و درستي او، باعث شد توجه خديجه(عليها السلام) به او جلب شود. خديجه (سلام الله عليها) زن نيكوكار، ثروتمند و زيبايي بود كه خانواده*اش به بازرگاني مشغول بودند. او محمد(صلي الله عليه واله) را استخدام كرد تا كالاهايش را در كشور سوريه به فروش برساند.

محمد (صلي الله عليه واله) در اولين سفر خود، به خوبي به وظيفه*اش عمل كرد. او هنگامي كه از سفر بازگشت، آن قدر سود كرده بود كه حتي خود خديجه(سلام الله عليها) هم تا آن موقع چنين سودي نكرده بود. خدمتكار خديجه(سلام الله عليها) كه در اين سفر، محمد (صلي الله عليه واله) را همراهي مي*كرد، پس از بازگشت، گزارش مفصلي به خديجه(سلام الله عليها) داد و از توانايي*هاي فوق*العاده محمد (صلي الله عليه واله) در كار تجارت، تعريف و تمجيد كرد.

نيت پاك محمد (صلي الله عليه واله) تأثير زيادي بر خديجه (سلام الله عليها) گذاشته بود، محمد (صلي الله عليه واله) كسي بود كه همواره چشم*ها و زبان خود را از گناه حفظ مي*كرد و همين امر باعث شد كه خديجه (سلام الله عليها) به او پيشنهاد ازدواج بدهد. محمد (صلي الله عليه واله) هم به او احترام خاصي مي*گذاشت. از آنجا كه محمد (صلي الله عليه واله) پاكدامني خديجه (صلي الله عليه واله) را ديده بود، به او پاسخ مثبت داد. خطبه عقد اين ازدواج خجسته را، ابوطالب ايراد كرد و ثمره زندگي آن*ها پس از چند سال، چهار دختر و دو پسر بود كه هر دو فرزند پسرشان در همان سال*هاي اوليه زندگي، از دنيا رفتند.

خديجه(سلام الله عليها) نه تنها همسر پيامبر، بلكه دوست و ياور او نيز بود، او اولين زني بود كه بعدها، يعني زماني كه محمد (صلي الله عليه واله) به رسالت مبعوث شد، جزء ياران پيامبر (صلي الله عليه واله) قرار گرفت.(6)

 

اولين زن مسلمان

پيامبر (صلي الله عليه واله) فرمودند: «مردان بسياري از لحاظ ايمان كامل شده*اند، اما زنان تنها مريم دختر عمران، آسيه همسر فرعون، خديجه دختر خويلد و فاطمه دختر محمد (صلي الله عليه واله) به كمال رسيدند. اين روايت را مسلم و بخاري و ترمذي از علماي اهل سنت بيان كرده*اند. (فصول المهمه، ص 137) (7)

 گفته*اند نخستين نشانه*هاي بعثت پيامبر (صلي الله عليه واله) به هنگام 40 سالگي او، روياهاي صادقه بوده است، اما آنچه در سيره به عنوان آغاز بعثت شهرت يافته، شبي در ماه رمضان يا ماه رجب است كه فرشته وحي در غار حرا بر پيامبر (صلي الله عليه واله) ظاهر شد و بر او نخستين آيات سوره علق را خواند. بنابر روايات؛ پيامبر (صلي الله عليه واله) به شتاب به خانه بازگشت و خواست كه او را هرچه زودتر بپوشانند.

گويا براي مدتي در نزول وحي وقفه*اي ايجاد شد و همين امر پيامبر (صلي الله عليه واله) را غمناك ساخته بود، ولي اندك بعد فرشته وحي باز آمد و آن حضرت را مأمور هدايت قوم خود و اصلاح جامعه از فسادهاي ديني و اخلاقي و پاك گردانيدن خانه خدا از بتان و دل*هاي آدميان از خدايان دروغين كرد.

پيامبر (صلي الله عليه واله) دعوت به توحيد را نخست از خانواده خود آغاز كرد و اولين كسي كه به او ايمان آورد، همسرش خديجه و از مردان، پسر عمويش علي*بن*ابي طالب (ع) بود كه در آن هنگام سرپرستي او را پيامبر (صلي الله عليه واله) برعهده بود.

سه سال پس از بعثت، پيامبر (صلي الله عليه واله) دستور يافت تا همگان را از خاندان قريش گرد آورد و دعوت توحيد را در سطحي گسترده*تر مطرح سازد. در اين زمان سخت*گيري مشركان چندان شد كه پيامبر (صلي الله عليه واله) عده*اي از اصحاب را امر كرد تا به حبشه هجرت كنند و به نظر مي*رسد كه برخي از اصحاب نيز ميان حبشه و حجاز در رفت و آمد بوده*اند. (7)

 

آغاز زندگي مشترك

خديجه به وسيله قرابت فاميلي با رسول خدا (صلي الله عليه واله) از يك طرف و آگاهي از اخلاق حميده او در بازرگاني از طرف ديگر، و شنيدن اخبار رسالت از علماي يهود و نصاري از سوي سوم، عاشق و دلباخته معنوي پيامبر بود و لذا مشكل خود را با پسر عمويش كه عالم برجسته نصاري بود در ميان گذاشت، او دعايي نوشت و خديجه آن را زير بالش خود گذاشت و شبانه در عالم خواب پيامبر را ديد و آينده برايش روشن شد و چون چشم برگشود ديگر به خواب نرفت. سرانجام كنيزش نفيسه و به قولي خواهرش را به سراغ پيامبر فرستاد و رسماً درخواست ازدواج كرد. (8)

خديجه با تلاش پيگير و تمهيد مقدمات عاقلانه، به ويژه با تدبير پسر عمويش، ورقة بن*نوفل، سرانجام به مقصود خود رسيد، و فرزندان هاشم را كه ستارگان حجاز بودند به خانه خود جذب كرد، آنان در حالي كه رسول خدا را با تمام عزت و احترام در ميان گرفته بودند، براي اجراي عقد به حضور خديجه رسيدند، و خطبه عقد با يك برنامه جالب اجرا شد و پس از مراسم، يادگار عبدالله در كنار عمويش ابوطالب عازم خانه پيشين گشت، ولي خديجه همراه با مهر و محبت ويژه دامن محمد را گرفت و گفت «سيدي! الي بيتك فبيتي بيتك و أنا جاريتك! اي مولايم! بيا به خانه خودت، خانه من خانه تو است، و من نيز كنيز تو هستم.» خديجه به اين طريق زندگي مشترك خود را با آن حضرت شروع كرد (9)

زفاف خديجه با حضرت محمد (صلي الله عليه واله) 2 سال و 75 روز پس از بازگشت از سفر تجارت شام تحقق يافت.

در آن زمان، حضرت محمد (صلي الله عليه واله) 25 سال داشت و خديجه چهل سال بود. ابن*عباس سن ايشان را 28 سال نقل مي*كند. هر چند بعضي از مورخان اهل سنت سعي مي*كنند اين سخن را رد كنند؛ چون راوي آن يعني محمدبن صائب كلبي را ضعيف مي*دانند.

خديجه به سبب علاقه به حضرت و مقام معنوي او با ايشان ازدواج كرد و تمام دارايي و مقام و جايگاه فاميلي خود را فداي پيشرفت مقاصد همسرش ساخت.

در عقد ازدواج حضرت محمد (صلي الله عليه واله) و خديجه، عبدالله بن غنم به آن*ها چنين تبريك گفت : هنيئا مريئا يا خديجه قد جرت لك الطيرفيما كان منك باسعد. تزوجت خير البريه كلها و من ذا الذي في الناس مثل محمد؟
و بشر به البران عيسي بن مريم و موسي ابن عمران فياقرب موعد
اقرت به الكتاب قدما بانه رسول من البطحاء هادو مهتدي

گوارا باد بر تو اي خديجه كه طالع تو سعادتمند بوده و با بهترين خلايق ازدواج كردي. چه كسي در ميان مردم همانند محمد (صلي الله عليه واله) است. محمد (صلي الله عليه واله) كسي است كه حضرت عيسي و موسي به آمدنش بشارت داده*اند و كتب آسماني به پيامبري او اقرار داشتند.

و هدايت شونده است رسولي كه سر از بطحاء (مكه) در مي*آورد و او هدايت كننده (10)

 

" فضايل حضرت خديجه در قرآن و روايات "

الف: ايمان و فداكاري خديجه

خديجه زني با فضليت و داراي كمالات علمي و معنوي بود، و در اثر معاشرت با پسر عمويش كه عالمي دانا و دانشمند بود و به رسالت پيامبر خدا در آينده ايمان داشت، مي*دانست كه رسول خدا به پيامبري خواهد رسيد.

خديجه از علماي ديگر يهود و نصاري نيز سخناني در تأييد نبوت پيامبر شنيده بود و از همه مهم*تر در سفر بازرگاني آن حضرت به سرزمين شام از طريق غلامش «ميسره» كه همراه كاروان بود، اطلاعات زيادي از كرامات و معجزات آن بزرگوار شنيده و برعشق و ايمانش افزوده بود. لذا با ورقه بن نوفل راز دل گشود و خواهان وصلت با پيامبر شد.

همه اين*ها حاكي از ايمان خديجه به رسالت پيامبر بود كه سال*ها قبل از بعثت آن حضرت اتفاق افتاده، لذا پس از مبعوث شدن به رسالت الهي نخستين شخصي كه به وي ايمان آورد خديجه بود.

امير مومنان در «خطبه قاصعه» مي*فرمايند: روزي كه رسول خدا به پيامبري رسيد، نور اسلام به هيچ خانه*اي وارد نشد جز به خانه پيامبر و خديجه كه من سومين نفر آنان بودم كه نور وحي و رسالت را مي*ديدم و عطر نبوت را استشمام مي*كردم. (11)

خديجه از نظر ايمان و عقيده به جايي رسيده بود كه پيامبر و ملائكه او را دوست داشتند، و بر ايمان او مباهات مي*كردند، و او را افضل زنان پيامبر و جزء برترين زنان عالم و جهان معرفي مي*نمودند!

خديجه زني است كه پيامبر خدا در حق او مي*گويد: اي خديجه! خداوند متعال هر روز به وجود تو چندين بار به ملائكه*اش مباهات مي*كند. (12)

آري! خديجه زني بود كه در اثر ايمان و فداكاري به جايي رسيد كه خداوند به او سلام رساند. او نه تنها اين همه ناملايمات را تحمل كرد، بلكه تمام تلخي*هاي سياسي و اجتماعي آن روز را كه قلب نازنين پيامبر خدا (صلي الله عليه واله) را مجروح مي*ساخت ترميم نمود، و وي را در ادامه سير الهي*اش ياري داد، و مايه آرامش شوهر گشت!

 

ب: خديجه در قرآن

حضرت خديجه نخستين ام*المؤمنين است كه در قرآن مجيد مورد توجه بوده و به طور شخصي نيز در سوره «ضحي» آيه هشتم به نام و اوصاف او اشاره گرديده است.

قبلاً خاطر نشان گرديد كه حضرت خديجه قبل از ازدواج با پيامبر ثروتمندترين شخص جزيره*العرب بود و حدود هشتاد هزار شتر داشت و كاروان*هاي تجارتي او شب و روز در طائف و يمن و شام و مصر و ساير بلاد در حركت بودند، برده*هاي بسيار داشت كه به تجارت اشتغال داشتند.

حضرت خديجه پس از ازدواج با پيامبر همه اموالش را قبل از اسلام و بعد از آن در اختيار پيامبر گذاشت تا آن حضرت هرگونه كه خواست آن اموال را در راه خدا به مصرف برساند. و خداوند در مقام بيان نعمت*هاي خود به پيامبر اكرم از جمله مي*فرمايد: (13)

«و وجدك عائلا فأغني؛ خداوند تو را فقير يافت و بي*نياز نمود.»(14)

اين كه نام وي در آدرس مذكور در قرآن مجيد مورد عنايت قرار گرفته، در تفسيرهاي عامه و خاصه و در روايات اهل بيت آمده است، و تصريح كرده*اند كه مراد از « بي*نياز ساختن پيامبر» مال و بخشش خديجه بود كه همه را در طبق اخلاص گذاشته و براي پيشرفت دين مبين اسلام در اختيار پيامبر قرار داد. (15)

 

ج: خديجه در روايات

در روايات اسلامي در شأن و مقام ارجمند ام*المؤمنين حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) سخن فراوان با تعبيرات گوناگون به ميان آمده است.

راي نمونه به چند تعبير اشاره مي*شود:

1- پيامبر (صلي الله عليه واله) فرمود: جبرئيل نزد من آمد و گفت: اي رسول خدا! اين خديجه است، هرگاه نزد تو آمد، بر او از سوي پروردگارش و از طرف من، سلام برسان:
«و بشرها بيت في الجنه من قصب لاصخب و لانصب»
«و او را به خانه*اي از يك قطعه (از زبرجد) در بهشت كه در آن رنج و ناآرامي نيست، مژده بده» (16)

2- پيامبر اكرم در تفسير (آيه 27 مطففين) «عيناً يشرب بها المقربون؛ همان چشمه بهشتي كه مقربان از آن مي*نوشند»

فرمود: «المقربون السابقون؛ رسول الله، و علي بن ابيطالب و الأئمه، و فاطمه بنت محمد؛»
«از مردان بسياري به حد كمال رسيدند، و از زنان به درجه آخر كمال نرسيدند مگر چهار زن كه عبارتند از: آسيه، مريم، خديجه، فاطمه» (17)

3- امير مؤمنان علي (عليه السلام) فرمود:

«سادات نساء العالمين اربع: خديجه بنت خويلد و فاطمه بنت محمد و آسيه بنت مزاحم و مريم بنت عمران؛»

«سرور بانوان دو جهان چهار بانو است كه عبارتند از: خديجه، فاطمه، آسيه و مريم» (18)

پيام اين روايات اين است كه به رازهاي عظمت مقام اين بانوي ارجمند پي*ببريم و شايستگي*هاي او را بشناسيم و از او در مسير تكامل به عنوان برترين الگو، پيروي كنيم.

 

د: خديجه همسر رسول خدا در دنيا و آخرت

پيامبر (صلي الله عليه واله) فرمود:

«اشتاقت الجنه إلي أربع من النساء: مريم بنت عمران و آسيه بنت مزاحم زوجه فرعون و هي زوجه النبي، في الجنه و خديجه بنت خويلد زوجه النبي في الدنيا و آلاخره و فاطمه بنت محمد» (19)

بهشت مشتاق چهار زن است: 1- مريم دختر عمران 2- آسيه دختر مزاحم- همسر فرعون، كه همسر پيامبر در بهشت است. 3- خديجه دختر خويلد همسر رسول خدا در دنيا و آخرت 4- فاطمه دختر محمد (صلي الله عليه واله)

 

هـ: خديجه در آئينه معراج پيامبر

طبق پاره*اي از نقل*ها، معراج پيامبر از خانه خديجه (سلام الله عليها) آغاز شد و باز گشت آن نيز در خانه خديجه روي داد.

روايت شده: امام باقر (عليه السلام) فرمود: « جبرئيل مركب براق را شبانه كنار در خانه خديجه آورد و در آن خانه به محضر رسول خدا رسيد، آن حضرت را از خانه بيرون آورد و بر مركب براق سوار نموده و از مكه به سوي بيت*المقدس سير داد ...»

مطابق پاره*اي از شواهد و قراين، پيامبر هنگام مراجعت از معراج نيز در خانه خديجه فرود آمد. (20)

براي اينكه به مقام درخشان حضرت خديجه در رابطه با مسأله معراج پيامبر بيشتر پي*ببريم نظر شما را به روايت زير جلب مي*كنم.

ابوسعيد خدري به نقل از پيامبر(صلي الله عليه واله) مي*گويد: وقتي كه در شب معراج، جبرئيل مرا به سوي آسمان*ها برد و سير داد، هنگام مراجعت به جبرئيل گفتم: «آيا حاجتي داري؟» جبرئيل گفت: «حاجت من اين است كه سلام خدا و سلام مرا به خديجه برساني» پيامبر (صلي الله عليه واله) وقتي كه به زمين رسيد، سلام خدا و جبرئيل را به خديجه ابلاغ كرد. خديجه گفت «ان الله هو السلام، و فيه السلام، و اليه السلام، و علي جبرئيل السلام؛ همانا ذات پاك خدا سلام است، و از او است سلام، و سلام به سوي او باز گردد و بر جبرئيل سلام باد.» (21)

اين مطلب بيانگر اوج مقام حضرت خديجه در پيشگاه خداست.

 

و: آوردن كفن از سوي خدا براي خديجه

در كتاب «الخصائص الفاطميه» نقل شده: طبق روايت مشهور هنگامي كه حضرت خديجه رحلت كرد، فرشتگان رحمت از جانب خداوند كفن مخصوصي براي خديجه نزد رسول خدا آوردند و اين علاوه بر اينكه مايه بركت براي خديجه بود، مايه تسلي خاطر رسول خدا گرديد. و به اين عنوان تقدير و تجليل جالبي از طرف خداوند به سوي حضرت خديجه به عمل آمد.

پيامبر اكرم پيكر مطهر حضرت خديجه را با آن كفن پوشانيد. سپس جنازه او را با همراهان به سوي قبرستان معلي بردند تا در كنار مادرش حضرت آمنه به خاك بسپارند. در آنجا قبري براي حضرت خديجه آماده كردند، رسول خدا در ميان آن قبر رفت و خوابيد، سپس بيرون آمد و آن گوهر پاك را در آنجا به خاك سپرد. (22)

نخستين كانون اسلامي

نخستين خانواده*ي اسلامي كه در تاريخ اسلام تأسيس شد، خانه*ي محمد (صلي الله عليه واله) و خديجه (سلام الله عليها) بود كه تعداد نفرات آن سه نفر بود: محمد (صلي الله عليه واله)، خديجه (سلام الله عليها) و علي (ع). مبارزه با كفر و بت*پرستي و اشاعه*ي دين توحيد در جهان را به عهده داشتند.

 

 

سه شنبه سوم 11 1391 13:12

 

 

 

 

 

X