معرفی وبلاگ
حضرت آیت الله خامنه ای در نشست اندیشه های راهبردی ؛ نقش و سهم بانوان را در نظام اسلامی ممتاز و بی بدیل دانستند و خاطر نشان کردند : " نقش بانوان در دوران مبارزه پیروزی انقلاب اسلامی ، بعداز انقلاب بویژه دوره بسیار سخت دفاع مقدس و در عرصه های مختلف ، نقش مؤثر ، ممتاز و بی جایگزینی است که با هیچ معیاری قابل اندازه گیری نیست ." از نگاه رهبر انقلاب اسلامی ، اولین کسی که نقش و جایگاه ممتاز بانوان را درک کرد و زمینه ساز نقش افرینی برجسته زنان در عرصه های مختلف شد ، امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بود.
صفحه ها
دسته
لينك سازمان زنان
لينك دوستان
سايت مراجع تقليد
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 889228
تعداد نوشته ها : 1937
تعداد نظرات : 211
Rss
طراح قالب
GraphistThem267

 

نقش زنان در نهضت ‏حسينى

حماسه عاشورا را زنان و مردانى ساختند كه مرگ سرخ و شهادت را بر زندگى ذلت‏بار ترجيح دادند تا گلواژه آزادى و آزادگى همواره در تاريخ سبز بماند. 

در اين حماسه خونين بيشتر به نقش آفرين مردان و يارانى كه در ركاب حضرت به فوز عظيم شهادت نايل شدند توجه شده است و نقش زنان كمتر مورد توجه بوده است. تنها در حماسه عاشورا از اسوه صبر و مقاومت زينب كبرى (س) و نقش وى در پيام رسانى صحبت‏شده است و نقش ديگر زنان حماسه شعور و شرف و آزادگى مورد غفلت واقع شده است، از اين رو در اين مقاله به معرفى اجمالى زنان حماسه‏ساز در نهضت عاشورا مى‏پردازيم.

 

بدون ترديد در طول تاريخ اسلام و به ويژه تشييع زنان از سهم بسزايى برخوردار بوده‏اند و عاشورا نيز برهه‏اى از همين تاريخ سراسر صبر و ايثار و مقاومت و خودآگاهى است. زنان مسلمانان از بدو تولد اسلام به جهانيان نشان دادند كه از آگاهى و شناخت و شعور برخوردارند و بر خلاف آنچه سردمداران دفاع حقوق زن مى‏پندارند، زن مسلمان نه عروسك حرمسرا و نه موجودى به دور از واقعيتها و مسايل اجتماعى و سياسى و نظامى است و تاريخ عاشورا بيانگر اين واقعيت است، چنانكه زمانى كه افرادى چون عمر سعد در انتخاب صراط مستقيم راه را گم كردند و افرادى چون زهير بن قين كه در يارى امام دچار ترديد شده بودند، زنانى چون دلهم ( همسر زهير ) شوهرش را به يارى امامش دعوت كرد و او را از تنگناى امتحان سرفراز بيرون آورد. نيز زنانى چون ام وهب و بانوى غيريه قاسطيه كه شجاعت در ركابشان مردانگى آموخت.

در حقيقت نقش زنان در حماسه عاشورا همچون خود عاشورا جاويد خواهد ماند و آنان براى هميشه تاريخ بر بار شيعه بهترين الگوى ايمان و ايثار و اخلاص و فداكارى خواهند بود.

 زنان در عاشورا

نقش زنان در حادثه خونبار عاشورا از ابعاد گوناگونى برخوردار است كه به بعضى از آنها اشاره مى‏شود:

1- مشاركت در جهاد

شركت در جبهه پيكار و همدلى با نهضت مردانه امام حسين(ع) و مشاركت در ابعاد مختلف آن، از جلوه‏هاى اين حضور است. از همكارى طوعه در كوفه با نهضت مسلم و همراهى همسران برخى از شهداى كربلا گرفته تا اعتراض و انتقاد برخى همسران سپاه كوفه به جنايتهاى شوهرانشان مثل خولى نمونه‏هايى از اين دست است.

2- آموزش صبر

روحيه مقاومت و تحمل زنان در مقابل شهادت مردان اسلام در كربلا از درسهاى نهضت عاشورا بود كه اوج اين صبورى در رفتار زينب كبرى(س) جلوه‏گر شد. آموزش صبر و مقاومت‏حماسه عاشورا در زنان آگاه و مبارز متجلى شده و در طول جنگ تحميلى زنان مبارز و فداكار انقلاب اسلامى ايران نشان دادند كه آموزش صبر و مقاومت را از شير زنان كربلا به خوبى آموخته‏اند.

 

 

3- پيام رسانى

افشاگرى جنايات يزيديان چه در سفر اسارت و چه پس از بازگشت‏به مدينه، به معناى پاسدارى از خون شهدا بود. افشاگرى بانوان به دو صورت، خطبه و گفتگوهاى پراكنده صورت پذيرفت، و اگر پيام رسانى زينب كبرى(س) و بقيه زنان نبود، امروز حماسه عاشورا به اين روشنى براى شيعه تجلى نمى‏كرد و چه بسا آن واقعه عظيم عقيم مى‏ماند.

4- روحيه بخشى

يكى از مسايل مهمى كه در هر جنگى مورد توجه بوده است، روحيه جنگاوران است و زنان اين مهم را بر عهده داشتند چه در جنگهاى صدر اسلام و چه در جنگهاى ديگر.

در كربلا نيز حضور تشويق‏آميز زنان در جبهه به رزمندگان روحيه مى‏بخشيد و همسران و مادران شهدا آنها راتشويق به يارى امام معصوم مى‏كردند، مانند ام وهب كه خودش وارد ميدان شد و با سر جگرگوشه‏اش يكى از يزيديان را به هلاكت رساند و اين روحيه بخشى بعد از چهارده قرن در هشت‏سال مقاومت جنگ ايران عليه كفر باعث‏شد كه زنان ايرانى درسى را كه از زينب(س) و زنان عاشورا گرفته بودند، به نحو احسن باز پس دهند.

5- پرستارى

رسيدگى به بيماران و مداواى مجروحان از ديگر نقشهاى زنان در جبهه‏ها، از جمله در حماسه عاشورا است.نقش پرستارى و مراقبت‏حضرت زينب (س) از امام سجاد(ع) يكى از اين نمونه‏هاست.

6- مديريت

بروز صحنه‏هاى دشوار و بحرانى، استعدادهاى افراد را شكوفا مى‏سازد. نقش حضرت زينب (س) در نهضت عاشورا و سرپرستى كاروان اسرا، درس مديريت در شرايط بحران را مى‏آموزد. وى مجموعه بازمانده را در راستاى اهداف نهضت، هدايت كرد و با هر اقدام، خنثى كننده نتايج عاشورا از سوى دشمن مقابله كرد و نقشه‏هاى آنان را خنثى ساخت.

7- حفظ ارزشها

درس ديگر زنان قهرمان در كربلا، حفظ ارزشهاى دينى و اعتراض به هتك حرمت‏خاندان نبوت و رعايت عفاف و حجاب در برابر چشمهاى آلوده بود. زنان اهل بيت، با آنكه اسير بودند و لباسها و خيمه‏هايشان غارت شده بود و با وضع نامطلوب در معرض ديد تماشاچيان بودند، اما اعتراض‏كنان، بر حفظ عفاف تاكيد مى‏ورزيدند. ام كلثوم در كوفه فرياد كشيد كه آيا شرم نمى‏كنيد براى تماشاى اهل بيت پيامبر جمع شده‏ايد؟ وقتى هم در كوفه در خانه‏اى بازداشت‏بودند، زينب اجازه نداد جز كنيزان وارد آن خانه شوند. در سخنرانى خود در كاخ يزيد نيز به گرداندن، شهر به شهربانوان،اعتراض كرد و فرمود: «آمن العدل يابن الطلقاء تخد يرك حرائرك و امائك و سوقك بنات رسول الله سبايا قد هتكت‏ستورهن و ابديت وجوههن يحدوبهن الاعداء من بلد الى بلد و يستشرفهن اهل المناهل و المكاتل و يتصفح وجوههن القريب و البعيد و الغائب و الشهيد»

اى پسر آزاد شده، آيا در پشت پرده قرار دادن زنان و كنيزان خود و جلو انداختن دختران رسول خدا به صورت اسير از عدل است. تو پرده آنان را دريدى، چهره‏هايشان را آشكار ساختى، از شهرى به شهرى مى‏رانى، رهگذران و بام‏نشينهابه تماشايشان مى‏ايستند و آشنا و بيگانه و حاضر و غايب به سيماى آنان خيره مى‏شوند.

8- تغيير ماهيت اسارت

آنان اسارت را به آزادى تبديل كردند و در قالب اسارت، به اسيران واقعى درس حريت و آزادگى دادند و مفهوم اسير در اذهان را به گونه‏اى ديگر تغيير دادند.

9- عمق بخشيدن به بعد عاطفى و تراژديك كربلا

گريه‏ها، شيونها، عزادارى بر شهدا و تحريك عواطف مردم به ماجراى كربلا عمق بخشيد و بر احساسات تاثير گذاشت و از اين رهگذار ماندگارتر شد.

 

 

 

 

سه شنبه دوازدهم 10 1391 13:10

زن و تاريخ نگاري از عاشورا

براي پژوهشگران نهضت عاشورا، سخنراني هاي زنان اهل بيت در كوفه و شام،بزرگ ترين اقدام در زنده نگه داشتن نهضتي است كه باكشته شدن تمام مردانش، به
ظاهر تمام شده بود. يك تحليل برآن است كه :

راستي كمتر فصل از تاريخ را مي توان يافت كه تا اين حد بدون تحريف و كم و بيش و به اتفاق مورخان در بيشتر جزئيات به ثبت رسيده باشد و به تحقيق مي توان گفت كه تاريخ عاشورايا اباعبدالله الحسين (ع) يكي از روشن ترين و بي شبيه ترين فصول تاريخ است و هيچ دستي نتوانسته اين واقعه تاريخي را بر خلاف آنچه بود، تحريف كند و بنويسد،اينكه مانند شيخ مفيد و ابوالفرج اصفهاني و طبري، جزئيات اين فاجعه را چنانكه بوده است به اتفاق كلمه نوشته اند، جهتش اين است كه دشمن بسيار اشتباه كرد و ندانسته اصرار ورزيد جريان اين حادثه با اسيران اهل بيت كه خود شاهد جريان روز عاشورا بودند، و بيشتر از هركس مي توانستند آن را تشريح و توصيف كنند،در مركز عراق كه كوفه باشد و در مركز شام (دمشق) و سپس در مركز حجاز،مدينه گفته شود. (آيتي، بررسي تاريخ عاشورا، 1372، ص 125)

چگونه مي توان نقش اين تاريخ نگاران تاريخ ساز را كه به جز امام سجاد(ع) همگي زن بوده اند، ارزيابي كرد؟ كه آيا اين تاريخ نگاري كه در حقيقت «پيام آوري كرببا» بوده از چنان اهميت و عظمتي برخوردار نيست كه قلم ها و زبان ها از تحليل و سنجش آن ناتوان باشند؟

 زنان و كاربرد ادبيات هدفمند

اگر سخنراني هاي زنان اهل بيت در مراكز مهم سه منطقه اسلامي عراق و شام و حجاز«ابلاغ پيام عشاورا» است- كه هست- بي ترديد، ادبيات هدفمند آن نيز راهكاري برگرفته از آموزه حسين بن علي (ع) در صحنه هاي عاشورا بوده است. به همين دليل «تندي» يا «تأثيرگذاري» افشاگر و بيدارگر آن نيز درطي تاريخ همپاي سخنان آن امام، سازندگي داشته است.

اعلان جسورانه «فقد مشروعيت حكومت اموي» و «عدم مشروعيت حاكمان اموي» و همچنين بازخواني «پليدي هاي اعتقادي و عملي صاحبان قدرت» درهمين ادبيات دنبال شده است. اين ادبيات با ريشه يابي جنايت هاي سلطنت اموي، اسلامي منافقانه وبي ريشه آن ها را در ظريف ترين و گوياترين شكل به گوش جهانيان تا آخر
تاريخ رسانيده است.

آيا براي مسلمانان شام كه به گفته دكتر«سيد جعفر شهيدي» از اسلام فقط در محدوده عمل «معاويه» اطلاع داشتند، و «كوفياني» كه سست عنصري و پيمان شكني، مبناي گرايش سياسي- ديني آن ها بود،غير از اين ادبيات، كدام راهكار چاره ساز بود.

جملات تند و آگاه كننده ام كلثوم خطاب به مرد شامي كه نسبت به دختران رسول خدا (ص) اهانت كرد، مصداق عيني اين ادعاست. آنجا كه فرمود: اي فرومايه، دهانت را ببند،خداوند زبانت را قطع و چشمانت را كور، دست هايت را خشك كند و جايگاهت را در آتش قرار دهد. (پوراميني، كاروان،امام حسين، 1383، ص 168)

و نيز آنگاه كه در كوفه خطاب به پيمان شكنان فرياد برمي آورد: اي اهل كوفه،بد ببينيد. چرا دست از ياري حسين برداشتيد و او را كشتيد و اموالش را برديد و خود را وارث آن كرديد؟ زنانش را اسير و او را سركوب نموديد. ريشه كن و نابود شويد(در كربلا چه گذشت، ص 514) . فاطمه دختر امام با اين ادبيات كوفيان سخن مي گويد:

اي اهل كوفه، اي اهل نيرنگ و دغل و خودنمايي، دل هاي شما قساوت گرفته جگرتان آهنين شده، گوش و چشمتان مهر خورده؛ شما را شيطان جادو كرده و آرزوهاي دراز را در سرتان پرورانده و چشم شما را بسته است. تا راه به جايي نبريد. نابودي بر شما باد اهل كوفه، چقدر خون از رسول خدا پيش شماست(همان، ص 513)

اما زنيت (سلام اله عليها) اصلي ترين پيام آور كربلاست. از اين روي او با ادبياتي همانند سخنان اميرالمؤمنين(ع) و سيد الشهدا(ع) بر دروازه كوفه، همه پيمان شكنان سست ايمان رادر شكستن عهد عشاورايي، نهيب مي دهد.

اي اهل كوفه، اي اهل لاف زدن و پيمان شكستن، هلا گريه نيارامد و ناله فرو ننشيند. آري گريه كنيد زيرا شما را همان گريه شايسته است. پر بگرييد و كم بخنديد كه چنان آلوده ننگ و رسوايي جنايت هستيد كه هرگز نتوانيد آن را بشوييد (همان،ص 527)

علاوه برمردمان كوفه و شام، همه تاريخ تا پايان تاريخ از اين ادبيات بيدارگر
مي توانند كه ماجراي كربلا را دريابند وبه تحليل و ارزيابي ميزان ايمان و بنيان اسلام آن مردم پي ببرند.

مبارزه افشاگرانه با جاهليت

اگر آن روز امام عاشورا تنها باريختن خون خود،كه خون خدا بود، توانست اسلام را بيمه كند،رفتار زنان عاشورا جاهليت را در اعتقاد حاكمان اموي افشا كرد و مسلمانان را نسبت به آن حكومت نامشروع متوجه نمود. تبليغ آگاهانه زنان عاشورايي هم به پاسداري خون امام و يارانش همت گماشت، و هم در جنگي تن به تن براي افشاي بي بنيادي اسلام تكيه زنندگان بر حكومت اسلامي به جانشيني رسول خدا، پيروز ميدان شد. آيا دستگاه سلطنت اموي تصور مي كرد پس از عاشورا و شهادت تمام مردان آن، زنان نيز در افشاي كفر و شركت جاهلي اين دو دمان پليد توانمند باشند آن هم در كم ترين زمان و مناسب ترين اوضاع براي شنيدن و تأمل مردم و در عين حال دردناك ترين ودشوارترين اوضاع و احوال براي اسيران آل محمد (ص)؟ اما اين كار انجام گرفت و عقيله بني هاشم در پاسخ گستاخي عبيدالله بن زياد،او را «پسر مرجانه» ناميد. با اين خطاب مختصر،جامعه اسلامي، به بيدار باشي خوانده شد تا تباهي و فساد دستگاه خلافت را ببيند و بر شومي سرنوشت امت اسلامي چاره انديشي كند.

در مجلس يزيد، كه پيروزي در جنگ كربلا، خودكامگي آن عنصر پليد را بيش از پيش كرده بود، و به هنگامي كه او اشعار جاهلي سر داد كه : اي كاش پدرانم كه در جنگ بدر كشته شدند، حضور داشتند و زاري و بي تابي خارجيان را از وقوع نيزه ها مي ديدند...«عقيله بني هاشم» وي را با تازيانه اين جملات سرزنش كرد و آموزه اي براي امت اسلامي در تاريخ به يادگار مي نهد:

چگونه مي توان اميد حمايت از كسي داشت كه مادرش جگر پاكمردان و آزادگان را جويده و گوشت او از خون شهيدان روييده است؟ چگونه ممكن است در دشمني ما اهل بيت دريغ كند كسي كه جز از در دشمني و كينه ورزي به ما نمي نگرد؟

در فرازي ديگر زينت (س) مرزهاي اسلامي و جاهليت را در انديشه و اعتقاد مشخص نمود و فكر شرك آلود و كفر آميز جاهلي را كه بر حكومت اسلامي حاكمتي يافته بود افشا مي نمايد:

هان! چه شگفت انگيز است كه سپاه برگزيده خدا به دست لشگر طلقاء كه حزب شيطان اند كشته شوند(در كربلا چه گذشت، ص 570)

اين جملات تبيين قرآن است كه اينكه صف اسلام راستين و اصيل را از صفوف شيطاني جاي گرفته در ميان مسلمانان جدا مي كند.

 

سه شنبه دوازدهم 10 1391 9:59

دوراني كه زنان قبله مردان ميشوند!

 

در روايات ،ويژگي هاي مختلفي براي زنان آخرالزمان ذكر شده،از جله اينكه:زناني هستند كه درنوع پوشش،گرايش به پوشش هاي مردانه پيداميكنند واين مسلما ناشي از يك حالت روانيست كه اگر زني بخواهد اطوار وحالت هاي مردانه داشته باشد يكي از تجلياتش در نوع پوشش ولباسيست كه استفاده ميكند.به عبارت بهتر در آخرالزمان مرزاهايي كه جداكننده زن ومرد است عمدتا برداشته شدهونوعي اختلاط فرهنگي وديگر ابعاد از جمله در پوشش بين زن ومرد مشاهده ميگردد.خصوصيت دومي كه براي زنان ترسيم شده است اينست كه اينها علاوه برپوشش ظاهري در همه مسائل ودر همه حالت ها زناني هستند كه ميخواهند ژست مردانه بگيرند،لذا درروايت داريم كه پيامبر اكرم(ص)فرمودند:"لعن الله المترجلات من النساء"خدالعنت كند آن گروه زناني را كه سعي ميكنند،حالت هاي مردانه بخودبگيرند.مشخصه اي ديگر كه براي زنان آخرالزمان ذكر شده اينست كه همانند مردان در بين آنها مشغولي پيش مي آيد وعمدتا يكي از آسيب هاي جدي اخرالزمان اين است كه تلاش ميكنند كه نظر زنان ديگر را جلب كنند .در روايات داريم كه "يتسمن النساءللنساء"يعني زنان بجاي آنكه براي شوهر مشروع خود آرايش كنند وآراستگي خاصي براي او داشته باشند،همتشان اينست كه همجنسان خود را بسمت خويش جذب وجلب كنند.مطلب بعدي اينست كه نوعي فريبايي خاصي در اين طايفه وحالت هاي آنها ديده خواهد شدبقدري كه قبله مردان ميشوند.اينكه قبله شدن زنان به چه معناست،شايد معاني گوناگوني داشته باشد .يكي از احتمالات اينست كه قبله شدن زن براي مرد به اين معناست كه مرد در برابرزن كرنش ومحل فروتني وتواضع مرد قرار گيرد.يا اينكه شايد به اين معني باشد كه تمام همت مردان ،زنان ميشود.به عبارت ديگر در اسلام داريم كه سعي كنيد اعمالتان را رو بقله انجام دهيد،ممكن است در آخرالزمان براي مردان چنين اتفاق افتاده وتمام همتشان زنان ورسيدن به تمنيات وخواسته هاي زنانشان باشد.در روايات ديگري آمده كه گاهي زنان به مسائل سوءگرفتار ميشود وشرايط طوري ميشود كه اگر مردي بخواهد حفاظت وغيرتمندي براي حفظ ناموس خودش بروز دهد،مرد سرزنش قرار ميگيرد.معمولا مردها دعوت به گسيختگي ،بي غيرتي وبي حفاظتي در مورد ناموس خودشان ميشوند واز آنها ميخواهد در اين جهت حساسيت خود را تماما از دست ميدهند

منبع: نشريه موعود ش 32 ص15

 

جدا كننده متن, جدا كننده متن جديد, جدا كننده متن زيبا, انواع جدا كننده متن, عكس جدا كننده متن

 

دوشنبه بیست و هفتم 6 1391 11:1

 

جايگاه زن در جامعه مهدوي

 

برخي از زنان،چنان شايستگي ومنزلتي مي يابند كه جزو اصحاب وكارگزاران ويژه حضرت مهدي(عج)مي گردند.به گونه اي كه 50نفر از ميان 313 يار خاص حضرت،زن مي باشند.نعماني از امام باقر(ع)نقل كرده كه فرمودند:"به خدا سوگند!سيصدو اندي خواهند آمد وپنجاه نفر زن نيز در ميان آنان است".حضرت در ادامه ،در بيان ويژگي هاي اين سيصدوسيزده نفر مي فرمايند:" آنان برگزيدگان،قضاوت كنندگان،حاكمان وفقيهان در دين مي باشند"(محمدبن ابراهيم نعماني،الغيبه،ص279)كه اين خصايص ،حكايت از منزلت و جايگاه اين 50 زن برگزيده دارد.

علاوه براين 50 صحابي خاص،400 بانوي برگزيده نيز به همراه حضرت عيسي (ع)به كمك حضرت مهدي(عج)خواهند شتافت.چنانچه از پيامبراكرم(ص)نقل شده كه"عيسي بن مريم،به همراه 800 مرد و400 زن از بهترين وشايسته ترين افراد روي زمين خواهد آمد"(الكوراني،معجم الامام المهدي(عج)،ج1 ص534)

از ديگر زناني كه ياريگر حجت بن الحسن(عج) مي باشند،زنان برجسته اي هستند كه بار ديگر زنده شده ورجعت مي نمايند برخي از اين زنان نام ونشانشان در متون ديني آمده است وبرخي ديگر،فقط از آمدنشان خبر داده شده است.طبري در دلائل الامامه از مفضل بن عمر نقل كرده كه امام صادق(ع)فرمودند:"همراه قائم ،سيزده زن خواهند بود...عرض كردم نام آنها را بفرمائيد.فرمود:قنواء دختر رشيد حجري ،ام ايمن،حبابه والبيه،سميه(مادر عمار ياسر)،زبيده ام خالد احمسيه،ام سعيد حنفيه ،صيانه ماشطه،ام خالد جهنيه".

چناچه ملاحظه گرديد،برخي زنان چنان فعال وپويا عمل مي نمايند كه نه تنها در رسالت اصلي خود كه آماده سازي وتربيت جامعه مهدوي است،سرافراز عمل مي نمايند وعلي رغم دشواري هاي دين داري در آخرالزمان نه تنها ايمان خويش را با صلابت حفظ نموده ونسلي مهدي باور را تربيت مي نمايند بلكه در عرصه هاي فعاليت دولت جهاني حضرت(عج)نيز كارگزاري وياوري ايشان را برعهده مي گيرند.

منبع: رسالت هاي زن منتظر(نوشته مريم معين الاسلام وعلي غلامي)

 

 

 

يکشنبه بیست و ششم 6 1391 10:31

مقام والاي مادر در قرآن

منابع مقاله:

زن در آينه جلال و جمال، جوادي آملي، عبد الله؛

  

نوع دستورهايي كه اسلام به زن ومرد مي دهد، در عين حال كه يك راه مشتركي براي هر دو قائل است ولي راه مخصوص را هم از نظر دور نمي دارد، وقتي احترام به پدر ومادر را بازگو مي كند، براي گرامي داشت مقام زن، نام مادر را جداگانه وبالاستقلال طرح مي كند. قرآن كريم مي فرمايد:

اما يبلغن عندك الكبر احدهما او كلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا كريما (1)

اگر يكي از آن دو يا هر دو، در كنار تو به سالخوردگي رسيدند به آنها حتي «اوف » مگو وبه آنها پرخاش مكن و با آنها سخني شايسته بگوي.

ودر بخشي ديگر مي فرمايد: ما سفارش كرديم به انسان كه احسان را نسبت به پدر و مادر فراموش نكند:

و وصينا الانسان بوالديه احسانا (2)

وانسان را نسبت به پدر ومادرش به احسان سفارش كرديم.

و قضي ربك الا تعبدوا الا اياه و بالوالدين احسانا (3)

پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد وبه پدر ومادر خود احسان كنيد. ودر جاي ديگر احسان به پدر ومادر را در كنار عبادت حق ياد مي كند:

ان اشكر لي و لوالديك (4)

شكر گزار من وپدر ومادرت باش.

اما با همه اين تجليل هاي مشترك، وقتي مي خواهد از زحمات پدر ومادر ياد كند، از زحمت مادر سخن مي گويد، نه از زحمت پدر، آنجا كه مي فرمايد:

و وصينا الانسان بوالديه احسانا حملته امه كرها و وضعته كرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا (5)

زحمات سي ماهه مادر را مي شمارد، كه: دوران بارداري، زايمان، ودوران شيرخوراگي براي مادر دشوار است. وهمه اينها را به عنوان شرح خدمات مادر ذكر مي كند. قرآن كريم به هنگام يادآوري زحمات حتي اشاره اي هم به اين موضوع ندارد كه: پدر زحمت كشيده است.

بنابراين، آيات قرآن كه در مورد حق شناسي از والدين آمده است بر دو قسم است: يك قسم حق شناسي مشترك پدر ومادر را بيان مي كند وقسم ديگر، آياتي است كه مخصوص حق شناسي مادر است، قرآن كريم اگر درباره پدر حكم خاصي بيان مي كند فقط براي بيان وظيفه است، نظير:

و علي المولود له رزقهن و كسوتهن بالمعروف (6)

خوراك وپوشاك مادران به طور شايسته به عهده پدر فرزند است.

وليكن هنگامي كه سخن از تجليل وبيان زحمات است، اسم مادر را بالخصوص ذكر مي كند.

پي نوشت ها:

1. اسراء، 23.

2. احقاف، 15.

3. اسراء، 23.

4. لقمان، 14.

5. احقاف، 15.

6. بقره، 233.


عدم تاثير ذكورت و انوثت در خطابات الهي

 

كتاب: زن در آينه جلال و جمال، ص 91

نويسنده: آية الله جوادي آملي

 

قرآن از نظر محتوا، مي فرمايد: كمالات انساني، در مبدا شناسي، معاد شناسي، و وحي ورسالت شناسي است، يعني كمال، در داشتن جهان بيني الهي است، به اين معنا كه: جهان، آغازي دارد به نام «خدا واسماء حسناي او» وانجامي دارد به نام «معاد» وقيامت ودوزخ وبهشت و... وبين اين آغاز وانجام، «صراط مستقيمي » است. كه مساله وحي ونبوت در اين صراط مستقيم است.

چون در متن جهان بيش از مبدا ومعاد ورابطه بين مبدا ومعاد چيزي نيست، لذا اصول دين هم بيش از سه اصل نيست، اول، مبدا شناسي; دوم، معادشناسي; سوم، پيامبرشناسي، واين جمله كه از اميرالمؤمنين... نقل شده است:

«رحم الله امرء عرف من اين و في اين و الي اين »

خداي رحمت كند كسي را كه بداند از كجا ودر كجا وبه كجاست.

گفته اند ناظر به اين سه اصل ديني است، ودر فهميدن اين سه اصل ذكورت وانوثت شرط نيست، يعني نه مذكر بودن شرط است ونه مؤنث بودن مانع. انبيا هم كه انسانها را به اين سه اصل دعوت نموده اند نه دعوتنامه اي براي خصوص مردها فرستاده اند ونه زنها را از شركت در اين مراسم محروم داشته اند.

وقتي قرآن كريم از زبان پيامبر اكرم صلي الله عليه واله فرمايد:

ادعو الي الله علي بصيرة انا و من اتبعني (1)

من وهر كه از من پيروي كرد دعوت مي كنيم به سوي خدا واز روي بصيرت.

اين دعوت، شامل همه انسانهاست، واگر پيامبري دعوتنامه براي يك مرد به عنوان زمامدار يك كشور مي نويسد، پيامبر ديگري هم دعوتنامه براي يك زن به عنوان زمامدار يك كشور مي نويسد. اگر رسول خداصلي الله عليه و اله زمامداران مرد را به اسلام دعوت كرد، سليمان سلام الله عليه هم زمامدار زن را به اسلام فراخواند، هم دعوتها عام اند وهم مدعوها، وهيچ اختصاصي در بين نيست.

لسان قرآن، لسان فرهنگ محاوره

گرچه ذات اقدس اله درباره كيفر اعمال، مي فرمايد:

كل امرء بما كسب رهين (2)

هركس در گرو كسب وكار خود است.

اما اين «امرء» در مقابل «امرئه » نيست، بلكه فرهنگ محاوره اين است كه از انسان به عنوان «مردم » ياد شود، نه به عنوان مرد در مقابل زن. وقتي زن ومرد در صحنه انقلاب حضور پيدا كردند، مي گويند: مردم ايران، انقلاب كردند ويا اگر زن ومرد نسبت به يك مطلبي سؤال دارند گفته مي شود «مردم » چنين مي گويند، اين مردم يعني «توده ناس » نه اين كه مرد در مقابل زن باشد. بنابراين، در اين آيه كه مي فرمايد:

كل امرء بما كسب رهين يعني، هر مردي در برابر كسب خود مرهون است ودرگرو كار خود است، منظور مرد در مقابل زن نيست، چه اين كه همين معنا را در آيه اي ديگر با تعبير «نفس » بيان مي كند ومي فرمايد:

كل نفس بما كسبت رهينة (3)

هر نفسي گروگان كاري است كه انجام داده است.

يعني، هر جاني خواه مرد و خواه زن در برابر كسبش مرهون است. و گاهي تعبير به «انسان » دارد و مي فرمايد:

ليس للانسان الا ما سعي و ان سعيه سوف يري ثم يجزيه الجزاء الاوفي (4)

نيست براي انسان جز آنچه تلاش نموده است، ونتيجه تلاش خود را به زودي مي بيند، سپس هرچه تمامتر پاداش داده مي شود.

بنابراين، مساله جزا وجريان معاد اختصاص به گروه خاص ندارد، وچون معاد بازگشت به همان مبدا است، لذا هر انساني در برابر كار خود مسؤول است ودر اينجا زن ومرد دخيل نيست، در مبدا شناسي وتقرب به مبدا هم همچنين. اينها تعبيرات معنوي قرآن كريم است.

 

دسته ها : مقام والاي زن
شنبه یازدهم 6 1391 10:19
X