معرفی وبلاگ
حضرت آیت الله خامنه ای در نشست اندیشه های راهبردی ؛ نقش و سهم بانوان را در نظام اسلامی ممتاز و بی بدیل دانستند و خاطر نشان کردند : " نقش بانوان در دوران مبارزه پیروزی انقلاب اسلامی ، بعداز انقلاب بویژه دوره بسیار سخت دفاع مقدس و در عرصه های مختلف ، نقش مؤثر ، ممتاز و بی جایگزینی است که با هیچ معیاری قابل اندازه گیری نیست ." از نگاه رهبر انقلاب اسلامی ، اولین کسی که نقش و جایگاه ممتاز بانوان را درک کرد و زمینه ساز نقش افرینی برجسته زنان در عرصه های مختلف شد ، امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بود.
صفحه ها
دسته
لينك سازمان زنان
لينك دوستان
سايت مراجع تقليد
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 854273
تعداد نوشته ها : 1937
تعداد نظرات : 211
Rss
طراح قالب
GraphistThem267

 

افسران - يادم باشد

 

يادم باشد كه زيبايي هاي كوچك را دوست بدارم حتي اگر در ميان زشتي هاي بزرگ باشند

يادم باشد كه ديگران را دوست بدارم آن گونه كه هستند ، نه آن گونه كه مي خواهم باشند

يادم باشد كه هرگز خود را از دريچه نگاه ديگران ننگرم

كه من اگر خود با خويشتن آشتي نكنم هيچ شخصي نمي تواند مرا با خود آشتي دهد

يادم باشد كه خودم با خودم مهربان باشم

چرا كه شخصي كه با خود مهربان نيست نمي تواند با ديگران مهربان باش

 

 

 

دسته ها : مطالب متفرقه
سه شنبه بیست و نهم 12 1391 14:8

افسران - فاطميه، سياسي ترين روزهاي دنيا

 

 

مي خواهم سياسي ننويسم اما نمي شود....

مگر مي شود فاطميه بيايد و سياسي ننوشت؟

اصلا سياسي تر از فاطميه هم مگر روزهايي هست؟

وقتي فدك خطبه مي سازد نامردي هاي اشباح الرجال را ....

وقتي فاطمه سيلي مي خورد دفاع از ولايت را ....

وقتي آتش از كوچه ي بني هاشم شعله مي كشد تا پس كوچه هاي غزه و صنعا و منامه ...

وقتي هنوز هم كه هنوز است مادر قبر مخي دارد و ديوار هاي بقيع تكيه گاه امني براي اشكهاي شيعيان نيست ...

مگر مي توان سياسي نگفت؟

قتي فاطمه روي برمي گرداند عيادت غاصبين حق مولا را .... مگر مي توان ساكت بود گدائي مذاكره با شيطان بزرگ را ؟

 

 

 

 

سه شنبه بیست و نهم 12 1391 13:37

افسران - شهيد زنده رضا ايرانمنش

 

 

من تقريباً 17 بار به كما رفتم، 4 سال پيش هم ‌يك بار مرگ مغزي شدم، شايد باورتان نشود اما من 4 ساعت كاملاً مرده بودم. مرا به سردخانه بردند و بعد از 4 ساعت دوباره برگشتم.

... 2 بار از دفعاتي كه به كما رفته بودم، خاطرات واضحي را به ياد دارم، احساس مي‌كردم در خلأ هستم، مي‌توانستم خيلي سريع به هر جا كه اراده كنم بروم. اما دلم نمي‌آمد از كنار جسمم آن طرف‌تر بروم، مثل يك رويا بود...

 

يكي از بچه‌ها از به‌هوش آمدن من - بعد از يك ماه بي‌هوشي- فيلم گرفته بود، در فيلم ديدم كه گريه و التماس مي‌كنم و همه را به قرآن قسم مي‌دهم كه نمي‌خواهم برگردم ، من سبك و رها بدون هيچ دردي در ابرها بودم، اما هر لحظه به زمين نزديك‌تر مي‌شدم دلم نمي‌خواست برگردم. اما بالاخره برگشتم و دوباره سنگين شدم دوباره دردها برگشتند (آهي مي‌كشد، آب دهانش را قورت مي‌دهد) و ادامه مي‌دهد قبل از هوشياري كامل صداي بوق دستگاه‌ها به من يادآوري مي‌كردند كه برگشته‌ام و مي‌فهمم دوباره به «آتيه» آمده‌ام.

 

من سهميه50 درصد جانبازي دارم، آنقدر كه ما براي گرفتن پول و هزينه دوندگي مي‌كنيم، با پرداخت هزينه‌ها آنقدر تفاوت ندارد، البته چند روز پيش كه آقاي حسيني وزير ارشاد به ملاقاتم آمده بودند صحبت كردند كه روال آسان‌تر شود اما مسئله من نيستيم موضوع اين است خيلي از جانبازان به نان شب خود نيز محتاج‌اند .

براي سلامتيش دعا كنيم ...

 

 

شنبه دوازدهم 12 1391 11:31

افسران - نذار آرزو به دل بمـــونم... !!!

 

از همه دل بــريدم ، دلم اسيــر يك نگاست

تموم آرزوي من زيارت امام رضاست

 

 

دسته ها : مطالب متفرقه
شنبه پنجم 12 1391 14:36

 

 

"الَّذي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْدا"

همان كه زمين را براي شما گهواره‌اي كرد (طه 53)

گهواره تكان مي‌دهند تا بخواب روي. يعني كم و كاستي و بلا مي‌دهند تا تسليم شوي و موتت برسد كه فرمود "وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُون" (موتتان نمي‌رسد الا اينكه تسليم ‌شويد / آل عمران 102)

اگر با گهواره‌جُنبان رفيق شوي و به او دل دهي، با دستي كه بر سرت مي‌كشد بخواب مي‌روي يعني موتت (موت با فوت فرق ميكند...موت يعني دل كندن از دنيا و تسليم در برابر مقدرات خداوند ) مي‌رسد . تو ديگر نيازي به چپ و راست رفتن و بَليّات نداري .

لالايي گفتن گهواره‌جنبان نيز تلقين به بچه است .تلقين "لا اله الا الله" كه بخواب كودكم كه غير او نيست و هرچه هست در يَد قدرت اوست. آرام بگير كه در حصن اويي ...

خدا ، مرحوم حاج اسماعيل دولابي رحمت كند مي‌فرمودند :

ديده‌ايد با "لا لا" بچه مي‌خوابد. دو تا "لا" مي‌گويي و بچه مي‌خوابد و مي‌گويي حالا راحت شد. يك "لا" دنيا و يك "لا" آخرت. خلاص !

(يعني به دنيا و به اخرت نه ميگويي... و فقط دل به خودش ميبندي... تسليم واقعي اينگونه است) . 

 

چهارشنبه دوم 12 1391 9:42

 

افسران - لعنت الله علي القوم الظالمين

 

دسته ها : مطالب متفرقه
چهارشنبه دوم 12 1391 9:2

 

افسران - قضاوت با شماست

 

 

سه شنبه اول 12 1391 9:7

 

افسران - نظر استاد عباسي درباره رايتل و حفره هاي امنيتي آن

 

افسران - نظر استاد عباسي درباره رايتل و حفره هاي امنيتي آنافسران - نظر استاد عباسي درباره رايتل و حفره هاي امنيتي آن

 

 

مي گوييد كه آقا! مگر ما مهميم؟ الان شما به نظر خودتان مهم نيستيد؛ اما چهار روز ديگر كه فارغ التحصيل [دانشگاه] شريف شديد و در اين مملكت، مدير و وزير و وكيل هستيد؛ آن روز براي آنها اهميت داريد. آن وقت حجم عظيمي از اطلاعات ۲۰- ۱۵ سال گذشته جلوي شما مي گذارند.

استاد عباسي درباره خطر مضاعف رايتل و درز اطلاعات تصويري و فيلم هاي خانوادگي از طريق حفره هاي امنيتي رايتل گفت: رايتل يك حفره امنيتي مخاطره آميز ديگري براي نفوذ N.S.A دارد؛ سازماني كه صاحب اينترنت و ارتباطات در سطح جهان است و تمام ارتباطات سايبري و مرتبط با آن را كنترل مي كند؛ بنابراين، هر نوع پديده تكنولوژيك؛ مانند آنچه رايتل به [امكانات] ارتباطي قبلي اضافه كرده است، زمينه مخاطرات آن را بيشتر مي كند .

 

سه شنبه اول 12 1391 8:52

چهره زشت نفرت

 

معلم يك مدرسه به بچه هاي كلاس گفت كه ميخواهد با آنها بازي كند .

او به آنها گفت كهفردا هر كدام يك كيسه پلاستيكي بردارند و درون آن به تعداد آدمهايي كه از آنها بدشان ميآيد ، سيب زميني بريزند و با خود به كودكستان بياورند.

فردا بچه ها با كيسه هاي پلاستيكي به مدرسه آمدند.

در كيسه‌ي بعضي ها ۲ بعضي ها ۳ ، و بعضي ها ۵ سيب زميني بود.

معلم به بچه ها گفت : تا يك هفته هر كجا كه مي روند كيسه پلاستيكي را با خود ببرند.
روزها به همين ترتيب گذشت و كم كم بچه ها شروع كردند به شكايت از بوي سيب زميني هاي گنديده. به علاوه ، آن هايي كه سيب زميني بيشتري داشتند از حمل آن بار سنگين خسته شده بودند.

پس از گذشت يك هفته بازي بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند.

معلم از بچه ها پرسيد : از اينكه يك هفته سيب زميني ها را با خود حمل مي كرديد چه احساسي داشتيد؟

بچه ها از اينكه مجبور بودند ، سيب زميني هاي بد بو و سنگين را همه جا با خود حمل كنند شكايت داشتند.

آنگاه معلم منظور اصلي خود را از اين بازي، اين چنين توضيح داد: اين درست شبيه وضعيتي است كه شما كينه آدم هايي كه دوستشان نداريد را در دل خود نگه مي داريد و همه جا با خود مي بريد. بوي بد كينه و نفرت قلب شما را فاسد مي‌كند و شما آن را همه جا همراه خود حمل مي‌كنيد.

حالا كه شما بوي بد سيب زميني‌ها را فقط براي يك هفته نتوانستيد تحمل كنيد پس چطور مي خواهيد بوي بد نفرت را براي تمام عمر در دل خود تحمل كنيد؟

 

 

پنج شنبه بیست و ششم 11 1391 12:58

اتلاف تايم در ولنتاين

انسان با توجه به باور الهي خويش حق خداوند متعال را در تمامي عرصه هاي زندگي خود به عنوان آفريدگار و پروردگار، محترم مي داشت و بر مبناي اين عقيده كه خداوند عالم منشا خيرات و بركات و داناي عالم است، دين خدا را پاس مي داشت، ثمره اين التزام عقيدتي و عملي ، ظهور و بروز سبك و مدلي از زندگي مبتني بر تعليمات الهي بود. اما بعد از گذشت اعصار ، انحرافي عظيم در اين انديشه ظهور يافت كه ريشه در تحريفات و كج روي هاي بشر اغوا شده به دست شيطان داشت.

اين انحراف در مسير حركت انسان به سوي سعادت فردي و اجتماعي با عنوان باور بشر محوري رشد يافت و تمام آنچه انسان را به تعالي و رشد معنوي مي رساند به قهقرا كشاند.

 

مراسم ولنتاين يكي از اين ملحقات سبك زندگي است كه با ظاهر فريبنده و با تكيه بر يكي از ارزشمند ترين مظاهر زندگي انساني يعني عشق وارد سفره هاي فرهنگي كشورهاي دنيا علي الخصوص قلوب جوانان شده است و ايشان را به ظاهر، بر محبت افزون تر و در باطن به مدل زندگي بدون ازدواج ، همباشي و علايق خارج از حدود ديني تشويق مي نمايد .

 

 

پنج شنبه بیست و ششم 11 1391 10:30
X