معرفی وبلاگ
حضرت آیت الله خامنه ای در نشست اندیشه های راهبردی ؛ نقش و سهم بانوان را در نظام اسلامی ممتاز و بی بدیل دانستند و خاطر نشان کردند : " نقش بانوان در دوران مبارزه پیروزی انقلاب اسلامی ، بعداز انقلاب بویژه دوره بسیار سخت دفاع مقدس و در عرصه های مختلف ، نقش مؤثر ، ممتاز و بی جایگزینی است که با هیچ معیاری قابل اندازه گیری نیست ." از نگاه رهبر انقلاب اسلامی ، اولین کسی که نقش و جایگاه ممتاز بانوان را درک کرد و زمینه ساز نقش افرینی برجسته زنان در عرصه های مختلف شد ، امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بود.
صفحه ها
دسته
لينك سازمان زنان
لينك دوستان
سايت مراجع تقليد
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 854293
تعداد نوشته ها : 1937
تعداد نظرات : 211
Rss
طراح قالب
GraphistThem267

اي آخريـن اميد رسـالت خوش آمدي

 خورشيد آسمـان عـدالت! خوش آمدي

سر تا به پات قدر و جلالت! خوش آمدي

بنيان‌كن اساس ضلالت! خوش آمدي

با مقدم تو گشت زمين رشك آسمان

عجل علي ظهورك يا صاحب‌الزمان

اسلام بـا ولادت تـو بـاز جـان گرفت

روي نديـدۀ تـو دل از آسمـان گرفت

ديـن بـا ولايتت شرف جاودان گرفت

«حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت»

جاء الحقت رسيد بـه گوش جهانيان

عجل علي ظهورك يا صاحب‌الزمان

اي از خدا سلام به جسم و به جان تو

آواي وحـي مي‌شنــوم از زبــان تو

دل‌بـرده از پـدر ز مـلاحت بيان تو

قرآن بخوان كه بوسه زند بر دهان تو

اي عمر وحي از نفست گشته جاودان

عجل علـي ظهورك يا صاحب‌الزمان

ميـلاد تو ولادت خوبان عالم است

عيد هزار موسي و عيسي‌بن‌مريم است

ميـلاد اهـل‌بيت رسول مكرم است

ميـلاد ديگـر شهـداي مكرم است

ميـلاد سيدالشهــدا را دهـد نشـان

عجل علي ظهورك يا صاحب‌الزمان

 

دسته ها :
جمعه سی یکم 3 1392 18:26

بيدار باشيد.شيعه كشي در پاراچنار پاكستان

افسران - بيدار باشيد.شيعه كشي در پاراچنار پاكستان
 
 
دسته ها :
جمعه سی یکم 3 1392 17:18

اي سرو بوستان ايستادگي! اي زيباترين گل باغ حسين! اي جوان رعنا و رشيد حسين! اي علي را يادگار! اي علي اكبر! ســـلام و درود بي پايان بر صورت و سيرت پيامبر گونه ات.
دسته ها :
جمعه سی یکم 3 1392 10:35
افسران - شهيد والامقام عباس بابايي
دسته ها :
جمعه سی یکم 3 1392 10:33
افسران - شهيد والامقام عباس بابايي
دسته ها :
جمعه سی یکم 3 1392 10:33
مردى از انصار قصد مسافرت داشت. به همسرش گفت: تا من ازمسافرت بر نگشته ام تو نبايد از خانه بيرون بروى. پس از مسافرت شوهر، زن شنيد پدرش بيمار است. كسى را نزد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرستاد و پيغام داد كه شوهرم مسافرت رفته و به من گفته است تا برنگشته، از منزل خارج نشوم. اكنون شنيده ام پدرم سخت بيمار است، اجازه فرماييد من به عيادتش ‍ بروم؟ پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: «در خانه ات بنشين و از شوهرت اطاعت كن!». چند روزى گذشت. زن شنيد كه بيماري پدرش شدت يافته. بار دوم خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله پيغامى فرستاد كه يا رسول الله! اجازه مى فرماييد به عيادت پدر بروم؟ حضرت فرمود: «نه ! در خانه ات بنشين و از شوهرت اطاعت نما!». پس از مدتى شنيد پدرش فوت كرد. بار سوم كسى را فرستاد و پيغام داد كه پدرم از دنيا رفته، اجازه فرماييد بروم در مراسم عزاداريش شركت كنم و برايش نماز بخوانم؟ پيامبر صلى الله عليه و آله اين دفعه هم اجازه نداد و فرمود: «در خانه ات بنشين و از همسرت اطاعت كن!» پدرش را دفن كردند. پس از آن پيغمبر صلى الله عليه و آله كسى را به سوى آن زن فرستاد و فرمود: «به او بگوييد به خاطر اطاعت تو از همسرت، خداوند گناهان تو و پدرت را بخشيد».
* پي نوشت: - اگر سجده كردن براي غير خدا جايز بود، دستور ميدادم تا زن در برابر شوهرش سجده كند (رسول گرامي اسلام - منبع: فروع كافي، ج 5، ص 507)
دسته ها :
جمعه سی یکم 3 1392 10:32

اين چه لطفي است به هر بي سر و پايي برسد...

افسران - اين چه لطفي است به هر بي سر و پايي برسد...
 
هركسي خواسته باشد به خدايي برسد بايد از كشتي تو راهنمايي برسد
نه فقط فطرس پر سوخته ي تو حتي بي تو جبريل محال است به جايي برسد
سر به زير قدم توست بها ميگيرد پس چه بهتر سر ما نيز به پايي برسد
نيستم عاشق اگر منت درمان بكشم به روي چشم اگر از تو بلايي برسد
وقت تو وقت شريفي است ولي بين مسير منتظر مي شوي اينقدر گدايي برسد
بعد از اين وقت كرم پشت در خانه مرو بگذار اين دل ما هم به نوايي برسد
ما هنوزم كه هنوز است سر كار تواييم تا ببينيم كه از تو چه عطايي برسد
طلب ماست نداريم همين ما را بس اگر از مادر تو چند دعايي برسد
رحمت واسعه ات كيسه ي ما را پر كرد اين چه لطفي است به هر بي سر و پايي برسد
گريه كن هاي تو همسايه ي زهرا هستند بگذاريد فقط روز جزايي برسد
يا حسين است و يا ذكر شريف زينب اگر از ما به صف حشر صدايي برسد
به پريشاني گيسوت قسم نزديك است كه به ما هم خبر كرببلايي برسد..
علي اكبر لطيفيان
دسته ها :
جمعه سی یکم 3 1392 10:25
نعمت جواني»
نامه عرفاني امام خميني به فرزندش
نعمت جواني «عـزيـزم! از جواني به اندازه اي كه باقي است استفاده كن كه در پـيـري هـمه چيز از دست مي رود، حتي توجه به آخرت و خداي تعالي. از مـكـايـد بـزرگ شيطان و نفس اماره آن است كه جوانان را وعده صـلاح و اصلاح در زمان پيري مي دهد تا جواني با غفلت از دست برود و بـه پـيـران وعـده طول عمر مي دهد و تا لحظه آخر با وعده هاي پـوچ، انـسـان را از ذكر خدا و اخلاص براي او باز مي دارد تا مرگ بـرسـد و در آن حـال ايـمـان را اگـر تا آن وقت نگرفته باشد، مي گـيـرد.
پس در جواني كه قدرت بيشتر داري به مجاهدت برخيز و از غـيـر دوسـت (جـل و عـلا) بگريز و پيوند خود را هرچه بيشتر ـ اگر پـيـونـد داري ـ مـحكم تر كن و خداي نخواسته (اگر پيوند) نداري تـحـصـيل كن و در تقويتش همت گمار كه هيچ موجودي جز او سـزاوار پـيـوند نيست و پيوند با اولياي او اگر براي پيوند او نباشد، حيله شيطاني است كه از هر طريق سد راه حق مي كند. فـرزندم! با قرآن اين بزرگ كتاب معرفت آشنا شو، اگرچه با قرائت آن، راهـي از آن بـه سـوي مـحبوب باز كن و تصور نكن كه قرائت بدون معرفت اثري ندارد كه اين وسوسه شيطاني است. پسرم دعاها و مناجاتهايي كه از ائمه معصومين عليهم السلام به ما رسيده است بزرگترين راهنماهاي آشنايي با او ـ جل و علا ـ است و والاترين راهگشاي عبوديّت و رابطه بين حق و خلق است و مشتمل بر معارف الهي و وسيلة انس با او است و ره آورد خاندان وحي است... وسوسه هاي بي خبران، تو را از تمسّك به آنها، و اگر تواني از انس با آنها، غافل نكند... و تو اي فرزندم! از جواني خود استفاده كن و با ياد او ـ جلّ و علا ـ و محبت به او و رجوع به فطرت الله بزيست و عمر را بگذران و اين ياد محبوب هيچ منافات با فعاليتهاي سياسي و اجتماعي در خدمت به دين او و بندگان او ندارد بلكه تو را در راه او اعانت مي كند... مراقبت و محاسبة نفس در تشخيص راه خودخواهي و خداخواهي از جمله منازل سالكان است... پسرم اكنون با تو كه جواني صحبت مي كنم. بايد توجه كني كه براي جوانان توبه آسانتر و اصلاح نفس و تربيت باطن سريعتر مي تواند باشد... جوان مي تواند با آساني نسبي خود را از شرّ نفس امّاره رها سازد و به معنويات گرايش پيدا كند... پسرم فرصت را از دست مده و در جواني خود را اصلاح كن... دل بستن به شفاعت اوليا ـ عليهم السلام ـ و تجرّي در معاصي، از خدعه هاي بزرگ شيطاني است... پسرم سعي كن كه با حق الناس از اين جهان رخت نبندي كه كار بسيار مشكل مي شود. سر و كار انسان با خدايتعالي كه ارحم الراحمين است بسيار سهل تر است تا سر و كار با انسانها...» گوشه اي از نامه ي اخلاقي و عرفاني امام خميني (ره) به فرزندش حاج احمد آقا (ره) صحيفه ي امام جلد 16 صفحه 209
دسته ها :
پنج شنبه سیم 3 1392 11:22

الگوى شجاعت و ادب،اكبر در دانه فاطمى نسب،اكبر
فرزند يقين ز نسل ايمان بود پرورده دامن كريمان بود
آن يوسف حسن،ماه كنعانى‏ در خلق و خصال،احمد ثانى‏
آن شاهد بزم،سرو قامت بود دريا دل و كوه استقامت بود
آن دم كه لباس رزم مى‏پوشيد از كوثر عشق،جرعه مى‏نوشيد
از فرط عطش فتاده بود از تاب‏ گرديد ز دست جد خود سيراب‏
در راه خدا ذبيح دين گرديد بر حلقه عاشقان نگين گرديد
داغش كمر حسين را بشكست‏ با خون سرش حناى خونين بست‏
ديباچه داستان حق،اكبر قربانى آستان حق،اكبر

 

دسته ها :
پنج شنبه سیم 3 1392 9:22


حضرت علي اكبر (ع) فرزند ابي عبدالله الحسين(ع) بنا به روايتي در يازدهم شعبان،سال43 قمري در مدينه منوره ديده به جهان گشود.
پدر گرامي اش امام حسين بن علي بن ابي طالب (ع) و مادر محترمه اش ليلي بنت ابي مرّه بن عروه بن مسعود ثقفي است.
او از طايفه خوش نام و شريف بني هاشم بود . و به بزرگاني چون پيامبر اسلام(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، امير مؤمنان علي بن ابي طالب(ع) و امام حسين (ع) نسبت دارد. ابوالفرج اصفهاني از مغيره روايت كرد: روزي معاويه بن ابي سفيان به اطرافيان و هم نشينان خود گفت: به نظر شما سزاوارترين و شايسته ترين فرد امت به امر خلافت كيست؟ اطرافيان گفتند: جز تو كسي را سزاوارتر به امر خلافت نمي شناسيم! معاويه گفت: اين چنين نيست. بلكه سزاوارترين فرد براي خلافت، علي بن الحسين(ع)است كه جدّش رسول خدا(ص) مي باشد و در وي شجاعت و دليري بني هاشم، سخاوت بني اميه و فخر و فخامت ثفيف تبلور يافته است.
نقل است روزي علي اكبر(ع) به نزد والي مدينه رفته و از طرف پدر بزرگوارشان پيغامي را خطاب به او ميبرد، در آخر والي مدينه از علي اكبرسئوال كرد نام تو چيست؟
فرمود: علي. سئوال نمود نام برادرت؟ فرمود: علي آن شخص عصباني شد، و چند بار گفت: علي، علي، علي، « ما يُريدُ اَبُوك؟ » پدرت چه مي خواهد، همه اش نام فرزندان را علي مي گذارد.
اين پيغام را علي اكبر(ع) نزد اباعبدالله الحسين (ع) برد، ايشان فرمود : والله اگر پروردگار دهها فرزند پسر به من عنايت كند نام همه ي آنها را علي مي گذارم و اگر دهها فرزند دختر به من عطا، نمايد نام همه ي آنها را نيز فاطمه مي گذارم. درباره شخصيت علي اكبر(ع) گفته شد، كه وي جواني خوش چهره، زيبا، خوش زبان و دلير بود و از جهت سيرت و خلق و خوي و صباحت رخسار، شبيه ترين مردم به پيامبر اكرم(ص) بود و شجاعت و رزمندگي را از جدش علي ابن ابي طالب (ع) به ارث برده و جامع كمالات، محامد و محاسن بود.
در روايتي به نقل از شيخ جعفر شوشتري در كتاب خصائص الحسينيه آمده است: اباعبدالله الحسين هنگامي كه علي اكبر را به ميدان مي فرستاد، به لشگر خطاب كرد و فرمود: « يا قوم، هولاءِ قد برز عليهم غلام، اَشبهُ الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسول الله....... اي قوم، شما شاهد باشيد، پسري را به ميدان مي فرستم، كه شبيه ترين مردم از نظر خلق و خوي و منطق به رسول الله (ص) است بدانيد هر زمان ما دلمان براي رسول الله(ص) تنگ مي شد نگاه به وجه اين پسر مي كرديم.
بنا به نقل ابوالفرج اصفهاني، آن حضرت درعصر خلافت عثمان بن عفان (سومين خليفه راشدين) ديده به جهان گشود.اين قول مبتني بر اين است كه وي به هنگام شهادت بيست و پنج ساله بود. در برخي روايات هم سن ايشان را 28 ساله ذكر كرده اند، وي در مكتب جدش امام علي بن ابي طالب (ع) و در دامن مهرانگيز پدرش امام حسين(ع) در مدينه و كوفه تربيت و رشد و كمال يافت.
امام حسين (ع) در تربيت وي و آموزش قرآن ومعارف اسلامي و اطلاعات سياسي و اجتماعي به آن جناب تلاش بليغي به عمل آورد و از وي يك انسان كامل و نمونه ساخت و شگفتي همگان، از جمله دشمنانشان را بر انگيخت.

دسته ها :
پنج شنبه سیم 3 1392 9:16
X