معرفی وبلاگ
حضرت آیت الله خامنه ای در نشست اندیشه های راهبردی ؛ نقش و سهم بانوان را در نظام اسلامی ممتاز و بی بدیل دانستند و خاطر نشان کردند : " نقش بانوان در دوران مبارزه پیروزی انقلاب اسلامی ، بعداز انقلاب بویژه دوره بسیار سخت دفاع مقدس و در عرصه های مختلف ، نقش مؤثر ، ممتاز و بی جایگزینی است که با هیچ معیاری قابل اندازه گیری نیست ." از نگاه رهبر انقلاب اسلامی ، اولین کسی که نقش و جایگاه ممتاز بانوان را درک کرد و زمینه ساز نقش افرینی برجسته زنان در عرصه های مختلف شد ، امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بود.
صفحه ها
دسته
لينك سازمان زنان
لينك دوستان
سايت مراجع تقليد
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 889365
تعداد نوشته ها : 1937
تعداد نظرات : 211
Rss
طراح قالب
GraphistThem267

 

آيين رونمايي از كتاب درس‌هاي پيامبر اعظم (ص) گزيده‌اي از بيانات مقام معظّم رهبري درباره‌ شخصيّت، ويژگي‌ها و ابعاد مختلف وجودي رسول اكرم (ص) ساعت 10 تا 12 صبح روز 14 اسفند در تالار علامه اميني دانشگاه تهران برگزار مي‌شود.

به گزارش ايبنا اين مراسم با حضور آيت‌الله تسخيري، مشاور مقام معظم رهبري در امور جهان اسلام، حجت‌‌الاسلام والمسلمين محمديان رييس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها، حجت‌الاسلام والمسلمين پناهيان و دكتر محمدحسين رجبي‌دواني، مورخ و پژوهشگر تاريخ اسلام برگزار خواهد شد.

اين آيين 14 اسفند از ساعت 10 تا 12 صبح در تالار علامه اميني (ره) كتابخانه مركزي دانشگاه تهران و به همت نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها و با همكاري دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبري برگزار مي‌شود.

 

كتاب «درس‌هاي پيامبر اعظم (ص)» در 278 صفحه شامل گزيده‌اي از بيانات حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي درباره‌ شخصيت و ويژگي‌هاي نبي مكرم اسلام(ص) است كه از ميان بيانات معظم‌له از خرداد 1368 تا شهريور ارايه شده است.

علاقه‌مندان براي اطلاع از نحوه‌ تهيه كتاب درس‌هاي پيامبر اعظم (ص) مي‌توانند با شماره تلفن‌هاي 66493548 و 66483695 تماس بگيرند يا با به نشاني پست الكترونيك  book@khamenei.ir  پيام بفرستند  . 

 

 

دوشنبه جهاردهم 12 1391 15:28

 

 

 افسران - شرح اسم....

 

كتاب شرح اسم حاوي زندگينامه آيت الله سيد علي حسيني خامنه اي به همت مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي منتشر شد .

اين موسسه در دو دهه حيات تاريخ‌نگاري خود كوشيده است تاريخ معاصر ايران را از واپسين سال‌هاي حكومت دودمان قاجار، تا زمان حاضر، مورد بررسي قرار داده و با عبور از رهيافت رايج تاريخ‌نگاري، به نقش‌ها و نقش‌‌آفرينان كنوني تاريخ كشورمان نيز بپردازد.

مؤسسه، بر اين باور است كه گستردگي و تنوع منابع و مآخذ و تبيين روش‌مند و مستند، لازمه پژوهش علمي، متقن و ماندگار است. و همواره كوشيده‌ است در طرح‌هاي تحقيقي خود تا حد امكان اين ويژگي‌ها را سرلوحة خود قرار دهد. استقبال از آثار مؤسسه گواهي است بر اين مدعا.

پژوهش حاضر، شرحي است بر زندگي آيت‌الله سيدعلي حسيني خامنه‌اي از تبار و تولد تا سال‌هاي كودكي و نوجواني؛ و كارنامه‌اي است مختصر از آغازين كنش‌هاي سياسي اجتماعي او تا پيروزي انقلاب اسلامي. قطع نظر از نقش و موقعيت استثنائي ايشان پس از پيروزي انقلاب اسلامي، بي‌ترديد آيت‌الله خامنه‌اي يكي از عالمان تأثيرگذار در تبيين و ترويج انديشه سياسي اسلام و برآمدن انقلاب اسلامي ايران است. بنابراين، چنين پژوهشي به معناي بازخواني و بازگويي بخشي از تاريخ مبارزات ملت ايران است.

نمي‌توان اين پژوهش را فاقد دشواري‌هاي خاص ندانست؛ از كمبود منابع گرفته، تا امساك برخي مراكز دست‌اندركار، و پريشاني و پراكندگي اسناد موجود درباره صاحب ترجمه. اينها موجب گرديد كه با مرارت فراوان هر برگي از جايي گردآوري شود؛ و شد. اخلاق حرفه‌اي ايجاب مي‌كرد كه موقعيت كنوني حضرت آيت‌الله خامنه‌اي بر اين كار سايه نيفكند و اين پژوهش با ديگر تحقيق‌هاي علمي، در روش، جملات، عبارات و تعبيرات همسان باشد. بر اين باور هستيم كه در اين امر موفق بوده‌ايم.

گرچه اسناد استفاده شده قادر نيست تمامي زواياي پيدا و پنهان زندگي شخصي و مبارزاتي ايشان را روشن سازد، اما مصداق بيان «سرّي» است در «حديث ديگران».

پژوهش درباره افراد و رويدادهايي كه كنش‌گران آن در قيد حيات هستند اين امتياز را دارد كه به سرعت در بوته نقد و بررسي و تكميل و تصحيح قرار ‌گيرد. بي‌گمان مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي از هر نقد و نظر و بررسي درباره اين اثر استقبال مي‌كند.

زندگي‌نامه ‌نويسي تفصيلي گرچه يكي از زيرشاخه‌هاي تاريخ‌نگاري به شمار مي‌آيد، اما استعداد بهره‌مندي از سليقه‌هاي ادبي را نيز دارد؛ چنانكه هدايت‌الله بهبودي توانسته است سبك نگارش لطيف و جذاب خود را در خدمت يك پژوهش عالمانه و مستند قرار دهد؛ كه اميد است مقبول طبع اهل نظر افتد .

 

 

دوشنبه جهاردهم 12 1391 15:14

افسران - كتاب «درس‌هاي پيامبر اعظم»

 

اين كتاب در 278 صفحه شامل گزيده‌اي از بيانات رهبر معظّم انقلاب اسلامي درباره‌ي شخصيّت، ويژگي‌ها، و بعثت نبيّ مكرّم اسلام(صلّي الله‌عليه و‌آله ) است.

كتاب «درس‌هاي پيامبر اعظم (صلّي الله عليه و‌آله )» منتشر شد.

كتاب « درس‌هاي پيامبر اعظمصلّي‌الله‌عليه‌وآله» گزيده‌اي از بيانات رهبر معظّم انقلاب اسلامي درباره‌ي شخصيّت، ويژگي‌ها، و بعثت نبيّ مكرّم اسلام(ص) توسط دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظّم رهبري منتشر شد.

 

اين كتاب در 278 صفحه شامل گزيده‌اي از بيانات حضرت آيت الله العظمي سيّدعلي خامنه‌اي(مدّظلّه العالي) رهبر معظّم انقلاب اسلامي درباره‌ي شخصيّت، ويژگي‌ها، و بعثت نبيّ مكرّم اسلام(صلّي الله‌عليه و‌آله ) است كه از ميان بيانات معظّمٌ‌له از خرداد 1368 تا شهريور 1390 ارائه شده است.


علاقه‌مندان براي اطلاع از نحوه‌ي تهيّه كتب فوق مي‌توانند با شماره تلفن‌هاي 66493548 و66483695 تماس حاصل نمايند و يا با نشاني پست الكترونيكbook@khamenei.ir مكاتبه نمايند .

 

 

پنج شنبه بیست و ششم 11 1391 11:50

 

افسران - رهايي از تكبر پنهان

 

يه كتابي چاپ شده از استاد پناهيان با عنوان رهايي از تكبر پنهان، به نكته هاي جالب و قابل توجهي اشاره مي كنه !

ابتداي كتاب استاد پناهيان به لايه هاي پنهان روح اشاره مي كنن

مطالبي كه خوندم و برام خيلي جالب و كاربردي بودن رو براتون مي نويسم

فكر مي كنم بحث مهميه كه هممون بايد بدونيم

ايشون نوشتن خيلي وقتا ممكنه يكي خودشو آدم خوبي بدونه ولي متوجه خصلت هاي بد پنهاني كه تو وجودشه، نباشه و برعكس يه آدمي كه بدي مي كنه و خصلت هاي خوبي تو وجودش پنهان مونده كه همين دليل برگشتن يكباره بعضي آدم ها مثل رسول ترك ها و علي گندابي هاست.

با استناد به قرآن و حديث معتبر اين مطلب رو آوردن كه گاهي يگ گناه باعث عاقبت به خيري و بهشتي شدن مؤمن مي شه

اين مطلب واقعا" تكان دهنده بود برام.
اگه ايه و حديث كنارش نبد باورش برام سخت بود.

استاد گفتن دونستن لايه هاي پنهان روح يا خصلت هاي ناپسند مخفي خيلي مهمه و خدا براي اين كه شخص دچار خودبيني نشه و متكبر نشه زمينه گناه رو براي اون فراهم مي كنه.

حالا يكي مرتكب گناه مي شه و يكي خودداري مي كنه كه حقيقتا تو درجاتشون تو بهشت تأثيرگزاره

خدا اينطوري نشون مي ده به انسان ها كه يه بدي هايي توي وجودشون هست كه اين زمينه ها براشون به وجود اومده و دليل اين همه مراقبه و تهذيب نفس هايي كه كلي كتاب نوشته شده و امثال من ساده از كنارشون مي گذريم؛ با اين دليل كه ما همه اين ها رو خودمون مي دونيم و فقط بايد عمل كنيم، همينه.

مي گفت اگه كسي بدي در خفا بكنه (با استناد به قرآن و حديث) مشيت الهي اينه كه يه جايي، يه جوري علني هم آبروش بره و برعكس اگه خوبي در خفا انجام بده بعدها خدا يه طوري اين كارها رو علني كمي كنه يه نكته ديگه اي هم گفتن كه شخص متكبر چيزي ياد نمي گيره و فقط درجا مي زنه و اين تكبر اجازه نمي ده كه از كار و نظر ديگران استفاده و پيشرفت كنه.

تا اينجاش فكر كنم حدود 30 صفحه رو خونده باشم. به نظرم كتاب خيلي پرباريه
اولش فكر نمي كردم اينقدر مشتاق خوندنش بشم (چون به دليل مشغله از كتابخوني فاصله گرفتم) ولي حالا دوست دارم هرطور شده بخونمش.

احساس مي كنم به مسائلي اشاره مي كنه كه جماعت حزب الله مبتلا به هستند.

ان شاءالله كه شما هم بخونيد و استفاده كنيد و ما رو هم اگه يادتون بود دعا كنيد.

 

 

پنج شنبه بیست و یکم 10 1391 14:56

 

١- صله رحم.

٢- همراهي با برادران ديني براي خدا.

٣- روفتن جلوي خانه.

۴- صبح روز به دنبال كسب رفتن.

۵- طلب آمرزش.

۶- سكوت در بيت الخدا.

٧- امانتداري.

٨- شك صاحب خانه.

٩- حق گويي.

١٠- دست شستن قبل از غذا خوردن.

١١- حرص نزدن.

١٢- سي بار تسبيح خدا گفتن.

١٣- تعقيب خواندن بعد از نماز صبح و عصر.

١۴- پرهيز از قسم دروغ.

١۵- جمع بين دو نماز مغرب و عشاء و ظهر و عصر.

١۶- ريزه هاي غذا كه از سفره مي ريزد را جمع كردن.

١٧- جواب دادن اذان گو ( كه هرچه او مي گويد بگويد، و ممكن است مراد نماز اول وقت باشد. چون اذان گو مردم را به نماز دعوت مي كند و اجابتش رفتن به نماز است. )

 

 

 

چهارشنبه بیست و نهم 9 1391 12:11

افسران - خاطرات و مجموعه نوحه‌هاي حاج صادق آهنگران منتشر شد...

 

 

به گزارش خبرنگار كتاب و ادبيات خبرگزاري فارس، «كتاب آهنگران» به قلم علي اكبري در 920 صفحه تحرير شده است كه توسط نشر «يا زهرا» راهي بازار كتاب شده است.
كتاب آهنگران با هدايت و نظارت صادق آهنگران تاليف و تنظيم شده است كه حاوي 220 صفحه از خاطرات و متن بيش از 500 نوحه اجرا شده از سال 1358 تا رحلت حضرت امام خميني(ره) است.

فايل صوتي تمامي نوحه‌هاي مندرج در اين كتاب به اضافه چهل قطعه تصويري از اجراهاي سال‌هاي دفاع مقدس وي، به قالب دو لوح فشرده به اين كتاب ضميمه شده است.
محمود سنگري در مقدمه اين كتاب آورده است: «من خود شاهد بوده‌ام كه نه تنها در جبهه، كه در ايام محرم، هم پاي نوحه خواني حاج صادق، شاعر يا شاعراني با او حركت مي‌كردند و بندهاي جديدي در حين حركت! مي‌سرودند و به دست ايشان مي‌سپردند و حاج صادق به خوبي اجرا و عرضه مي‌كرد.

اين ويژگي با معيارهاي اجراي موسيقي سازگار نيست، اما اين رفتار به ظاهر نامتعارف، نشان مي‌دهد همان گونه كه در عرصه نظامي، حركت‌هاي بسيجي برق آسا و عاشقانه است، در عرصه فرهنگي نيز چنين ويژگي بديعي سريان و جريان دارد.»

«كتاب آهنگران» محتوي 120 قطعه عكس منحصر بفرد از صادق آهنگران است كه به قلم خود ايشان گويا شده و خاطرات آن ها در حاشيه عكس درج شده است. در ابتداي اين كتاب، كليشه‌اي از دست‌خط حاج صادق آهنگران وجود دارد.

علاقمندان به تهيه اين كتاب مي توانند به «فروشگاه نشر يا زهرا» واقع در تهران، ميدان انقلاب اسلامي، خيابان شهداي ژاندارمري، پاساژ ناشران كوثر واحد شماره2 مراجعه و يا با شماره‌هاي 66962116-66465375 تماس حاصل نمايند.

 

 

جدا كننده متن, جدا كننده متن جديد, جدا كننده متن زيبا, انواع جدا كننده متن, عكس جدا كننده متن

 

سه شنبه بیست و هشتم 9 1391 12:53
 
 
«چهار گفتار» منتشر شد
 
چهار نكته درباره «چهار گفتار»

در آستانه‌ي ماه محرم، كتاب «چهار گفتار» رهبر انقلاب اسلامي در تبيين زمينه‌ها، علل و آثار حادثه‌ي عاشورا منتشر شد.
اين كتاب كه تازه‌ترين محصول انتشارات انقلاب اسلامي است شامل چهار سخنراني حضرت آيت‌الله‌العظمي خامنه‌اي است كه با توجه به موضوع مشترك تمامي آن‌ها يعني تحليل زمينه‌ها و عوامل مؤثر در بروز حادثه‌ي عاشوراي سال ۶۱ قمري اينك به صورت مجموعه‌اي منتشر شده است. اين گفتارها كه در سال‌هاي ۷۱، ۷۴، ۷۵ و ۷۷ ايراد شده است.

 

در آستانه‌ي ماه محرم، كتاب «چهار گفتار» رهبر انقلاب اسلامي در تبيين زمينه‌ها، علل و آثار حادثه‌ي عاشورا منتشر شد.

اين كتاب كه تازه‌ترين محصول انتشارات انقلاب اسلامي است شامل چهار سخنراني حضرت آيت‌الله‌العظمي خامنه‌اي است كه با توجه به موضوع مشترك تمامي آن‌ها يعني تحليل زمينه‌ها و عوامل مؤثر در بروز حادثه‌ي عاشوراي سال ۶۱ قمري اينك به صورت مجموعه‌اي منتشر شده است. اين گفتارها كه در سال‌هاي ۷۱، ۷۴، ۷۵ و ۷۷ ايراد شده است.
 

بقيه در ادامه مطلب ......
 
 
 

 

چهارشنبه اول 9 1391 11:32

افسران - كتابي كه امام خامنه اي را منقلب كرد + دانلود كتاب

 

كتابي كه امام خامنه اي را منقلب كرد !

كتاب "فرمانده من" توليد دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنري است كه از چاپ شصتم نيز عبور كرده است. اين كتاب حاوي قصه هايي از فرماندهان دفاع مقدس است كه رحيم مخدومي،‌ احمد كاوري، داوود اميريان،‌ علي اكبر خاوري نژاد،‌ حسن گلچين،‌ هادي جمشيديان و عباس پاسيار و… به نگارش درآورده اند.

اين خاطرات زيبا و خواندني است كه مقام معظم رهبري را متاثر كرده و در تاريخ 22 / تير/ 1371 نوشته‌ اند :


چقدر اين كتاب فرمانده من عالي است و چقدر من را متأثر و منقلب كرد

ايشان همچنين در تاريخ 25/تير /70 درباره همان كتاب در ديدار با اعضايدفتر ادبيات و هنر مقاومت گفته اند:

«من كتاب هايي را كه مي خوانم معمولا پشتش يادداشت يا تقريظي مي نويسم؛ اين كتاب «فرمانده من» را كه خواندم بي اختيار پشتش بخشي از زيارت نامه را نوشتم: السلام عليكم يا اولياء الله و احبائه! واقعا ديدم كه در مقابل اين عظمت ها انسان احساس حقارت مي كند.من وقتي اين شكوه را در اين كتاب ديدم در نفس خود حقيقتا احساس حقارت كردم.»

حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي پس از مطالعه‌ي كتاب «فرمانده‌ي من»، حاشيه‌ي كوتاهي بر اين كتاب نوشته‌اند كه از سوي دفتر حفظ و نشر آثار ايشان منتشر مي‌شود. اين متن به شرح زير است:

السلام عليكم يا اولياء الله و احبائه، السلام عليكم يا اصفياءالله و خيرته، السلام عليكم يا انصاردين الله و اعوان وليه …

اي آيت‌هاي خدا، اي معجزه‌هاي ايمان، اي نشانه‌هاي تعالي جاودانه انسان …
اي گلهاي محمدي كه فساد و آلودگي جهان امروز نتوانست از شكوفايي باز داردتان، برقي شديد و دنياي تاريك را روشن كرديد، حجتي شديد بر آن كوتاه‌نظران كه بالندگي انسان الهي را در عصر تسلط ماديت ناممكن ميدانستيد، خاطره‌ي مسلمانان صدر اسلام را زنده كرديد و صدق و اراده و فناء في الله را حتي پيش از آنان به نمايش گذاشتيد. آنان به نفس پيامبر و نزول پياپي آيات قرآن دل را گرم و جان را تازه مي‌كردند. اما شما چه؟ حقا خلوص و تقوا را مجسم كرديد و براي آن امام بحق كه مظهر خلوص و تقوا بود سربازاني شايسته شديد … سلام الله عليه و عليكم هنيئا لكم رحمة ربكم.

كتبه بيمناه الوازره اسير امانية و ذليل نفسه‌علي الحسيني غفرالله له و رحمة و حشر مع اوليائه و الحقه بهذه الزمره الطيبه. آمين.

و در پايان نگاشته اند:

(اين كتاب در 13 رجب 1411 با چشمي لبريز اشك شوق و حسرت زيارت شد.)
به سبب همين عظمت و زيبايي است كه مقام معظم رهبري در تاريخ 25 / تير/1370 مي فرمايند:

(تقريباً همه كتاب هايي كه شما از دفتر ادبيات و هنر مقاومت منتشر كرده ايد و بعضي از آنها را بسيار فوق‌العاده يافتم. همين فرمانده من، كه ذكر شد، از آن بخش هاي بسيار برجسته اين كار است... من وقتي اين ها را مي خواندم، به اين فكر مي افتادم كه اگر ما براي صدور مفاهيم انقلاب همين جزوه ها و كتاب ها را منتشر بكنيم ، كار كمي نكرده ايم ؛ كار زيادي انجام گرفته است اين ها بسيار بار ارزش است.

 

 

 

 

چي شد چادري شدم؟

 
 
 
 

كتاب «چي شد چادري شدم؟» منتخبي از اولين فراخوان وبلاگي من و چادرم است و توسط عاليا نراقي عراقي گرد آمده است، به چاپ دوم رسيد.

عاليا نراقي عراقي در مقدمه كتاب آورده است:

هميشه با خود فكر مي‌كردم‌ اي كاش همهٔ آن‌ها كه قدر چادر خود را مي‌دانند و عاشقانه دوستش دارند از خاطره انتخاب خود بگويند تا هر كس در هر شرايطي كه هست، يك نفر را هم شرايط خود ببيند كه در اين مسير و براي اين انتخاب حركت كرده و به جوابي كه براي او قانع كننده بوده، رسيده است. آرزو داشتم اين دلايل را همه بشنوند: افرادي كه قدر چادر خود را نمي‌دانند، افرادي كه در انتخاب حجاب بر‌تر مرددند، افرادي كه درين باره دچار سوء تفاهم شده‌اند، خانواده‌هايي كه مي‌خواهند براي اين انتخاب به فرزندان خود كمك كنند و.....

در يكي از اين خاطرات كه به قلم ن. نصيري با عنوان «مي‌خواستم من هم تاج بندگي بر سر داشته باشم» آمده است:

سالهاي دوم و سوم دبيرستان مانتويي بودم، اما به خاطر قوانين مدرسه كه چادر رو جزو فرم مدرسه قرار داده بود، چادر سر مي‌كردم. خوب اون دو سال رو يادم هست كه به اجبار چادري بودم. وقتي رفتار نامناسب ناظم با كساني كه چادر نداشتند را رو ديدم، از چادر بيشتر بدم آمد. اين دو سال با هر سختي كه بود، گذشت. چند سال بعد كنكوري شدم و براي درس خوندن به كتابخونه محله مون رفتم.

موقع اذان، ۴۵ دقيقه سالن مطالعه كتابخونه تعطيل مي‌شد. اكثر بچه‌ها در اين مدت به مسجد كنار كتابخونه مي‌رفتن. من هم در اين فاصله تو مسجد نمازم رو مي‌خوندم. خانم‌هايي كه توي مسجد بودن؛ با اخلاق، خوش برخورد، دوست داشتني و چادري بودن. به خصوص خانم مسني كه اونجا مي‌اومد خيلي مهربون بود و بچه‌هاي كتابخونه رو تحويل مي‌گرفت.

يادمه لذت رفتن به مسجد از رفتن به كتابخونه برام بيشتر شده بود. اون سالي كه پشت كنكور موندم، مسجد اولين و بهترين دانشگاه و خاطره زندگي من بود. يك روز كه از كتابخونه برگشتم به خونه، تلويزيون روشن بود و صحبت‌هاي خانم آرين (كه چادري شده بود و از آمريكا اومده بود) توجه منو به خودش جلب كرد. خصوصا اين جمله‌اش كه «چادر تاج بندگي منه».

انگار داشت همه چيز دست به دست هم مي‌داد تا من ايمانم رو نسبت به پوشيدن چادر راسخ‌تر كنم. يكسال قبل از رفتن به دانشگاه چادر رو به عنوان پوشش خود انتخاب كردم و براي اين انتخاب تو دوره دانشگاه سختي‌هايي داشتم. اما به ياري خدا اين سختي‌ها برام لذت بخش بود. چرا كه پوششم حجاب بر‌تر بود و تاج بندگي من! اگرخدا قبول كنه.... ان شاءالله كه همگي مون عاقبت به خير شويم.

چاپ دوم كتاب «چي شد چادري شدم؟» تاليف و گرد آوري عاليا نراقي عراقي در ۲۰۰۰ جلد و به قيمت ۵۰۰۰ هزار تومان از سوي انتشارات نواي دانش منتشر شده است.

 

 

 

يکشنبه دوم 7 1391 15:19

alt

 

كمي ديرتر.....

 

))مشكل ما… اينه كه حضرت رو براي خودمون مي‌خواهيم، نه خودمون رو براي حضرت. امام رو خرج خودمون مي‌كنيم، نه خودمون رو خرج امام. به جاي اين‌كه از خودمون براي امام مايه بذاريم، پيوسته از حضرت مايه مي‌گذاريم براي پيش‌برد كار خودمون. هر جا كم بياريم، از امام هزينه مي‌كنيم. انگار كه نعوذبالله شأن امام، ماله‌كشيدن بر خرابكاري‌هاي ماست.((

 

بارها در طول نوشتن اين رمان دچار ترديد و دودلي شدم. يك دلم مي‌گفت: بيا و از خير اين كار بگذر و براي خودت دشمن تراشي نكن. عقل هم چيز خوبي است! مثل مگس بر روي زخم ها و عفونت ها ننشين! خوبي ها را ببين. دل ديگرم مي‌گفت: نويسنده بايد آينه باشد. آينه اگر زشتي ها را بپوشاند و فقط زيبايي ها را نشان دهد كه ديگر آينه نيست … سرت را درد آوردم ولي دوست داشتم بدوني كه در طول اين كار با خودم چه دست و پنجه هايي نرم كردم … به خودم گفتم عموم كساني كه پيش از اين تقدير و تحسينت مي‌كردند، بعد از انتشار اين كار، ممكنه تقبيح و نكوهشت كنند.”

متن بالا بخشي از فصل سوم كتاب “كمي ديرتر” اثر سيد مهدي شجاعي است كه در قالب رمان و در ۲۶۷صفحه به تحرير در آمده است. “كمي ديرتر” عنوان كتابي است كه جامعه امروزي و تمامي مدعيان انتظار حضرت ولي عصر (عج) را توصيف مي‌كند و آنها را در مرحله ي عمل مقابل تمام شعارهايشان قرار مي‌دهد؛ افرادي از همه‌ي اقشار و اصناف جامعه.

به نظر مي‌رسد شجاعي با آوردن آيه  ۲۰سوره يس در ابتداي كتاب -كه ترجمه آن در ادامه مي‌آيد- قصد داشته به خوانندگان اينگونه بفهماند كه كتاب من مانند همان مردي است كه شما را به پيروي از رسولان الهي دعوت مي‌كند. ترجمه آيه ۲۰سوره يس: “و از دور دست ترين نقطه شهر مردي شتابان آمد و گفت: آي ملت! از رسولان پيروي كنيد.”

 

نويسنده كتاب “كمي ديرتر” در مقدمه اي با عنوان “بلا تشبيه مقدمه” رمانش را به فردي مانند مي‌كند كه قصد رفتن دارد و حتي لحظه اي براي اندازه زدن لباس خود و شنيدن پند و اندرز نمي‌ايستد و به قول شجاعي، “ناغافل خودش را به در خانه رسانده و يك پايش را هم از در بيرون گذاشته و يك دستش را به نشانه خداحافظي بلند كرده” و شجاعي مانند مادري نگران او است. براي همين است كه مي‌گويد: “حالا اگر شما روزي از سر اتفاق با او مواجه شديد، عرياني اش را به ديده اغماض بنگريد و اگر بر دلتان نشست، حتي الامكان يك چهار قل و اگر نشد، يك قل هو الله بخوانيد و بعد به طرفش فوت كنيد…”

 

اين اثر كه از چهار فصل زمستان، پاييز، تابستان و بهار تشكيل شده، نگاهي است متفاوت و نقادانه به فضاي انتظار جامعه امروز. رمان با يك اتفاق شگفت و غريب آغاز مي‌شود، جشن نيمه‌شعبان و مجلسي پرشور و بسياري كه فرياد «آقا بيا» سرداده‌اند

در فصل اول يعني زمستان، شجاعي از آن شب يعني شب ولادت امام زمان عليه السلام مي‌نويسد. شبي كه در آن نه براي پيدا كردن سوژه كه بر اساس اعتقادات خود در آن جلسه شركت كرده است. داستان از آنجايي آغاز مي‌شود كه در آن مجلس زماني كه همه جمعيت يك صدا مي‌گفتند: «آقا بيا، آقا بيا» جواني به نام اسد، صدا مي‌زد كه «آقا نيا، آقا نيا» و داستان به گونه اي جذاب مي‌شود كه هر فردي كه داخل مجلس است عكس العملي در قبال اين حركت از خود نشان مي‌دهد. از مداح جلسه يعني حاج اصغر كه جوان را نفوذي هيئت حاج اكبر مي‌داند و اينگونه وانمود مي‌كند كه او با فرستادن اين جوان قصد داشته مجلسش را بر به هم بزند بگيريد تا فردي به نام آقاي نوراني كه دو دوره نماينده مجلس بوده و الان معاون وزير است و اين حركت را برنامه اي طراحي شده از طرف جناح رقيبش مي‌داند.

چندين نفر در اين بين بر اساس شخصيت و سطح درك خود، با جوان در حال صحبت كردن هستند و در مقام نصيحت او را توبيخ مي‌كنند و همه اين اتفاقات در شرايطي رخ مي‌دهد جوان سرش را پايين گرفته و فقط گوش مي‌دهد. اينجا است كه شجاعي كاغذي را براي قرار ملاقات گذاشتن با جوان در جيب او مي‌گذارد تا علت اين كار و همچنين علت اينكه چرا پاسخ افراد در جلسه را نداده جويا شود.

در فصل دوم كه پاييز نام دارد اسد به راوي داستان كمك مي‌كند تا به قصه افراد درون مجلس پي ببرد و از باطن آنهايي كه ادعاي پيروي از امام زمان را دارند، مطلع شود. اسد اينگونه هر كدام را امتحان مي‌كند كه وقتي با آنها مواجه مي‌شود از آنها مي‌خواهد كه با او همراه شده و همان لحظه براي ياري حضرت ولي عصر اقدام كند اما هركس به خاطر اينكه عدم آمادگي و آوردن يك بهانه از اين عمل سرباز مي‌زند و به نظر مي‌رسد كه نام اين فصل به اين دليل پاييز نام گرفته كه افراد ريزش مي‌كنند و آنهايي كه خالص هستند مي‌مانند.

شجاعي اين افراد را به گونه اي انتخاب كرده كه در واقع ما مي‌توانيم خود را با توجه به اينكه شخصيتمان نزديك به كدام يك از اين افراد است با آن مقايسه كنيم. از مداح و روحاني و نماينده مجلس و كاسب و بازاري بگير تا يك دانشجو و يا استاد دانشگاه يا يك فرد نگهبان كه افغاني است و يا فردي كه در زمينه مهدويت كار كرده و يا حتي يك فلسطيني كه بهانه او نيز مانند ديگر افراد خواندني و متنبه كننده است و جالب اينجا است كه هر كدام مي‌گويند آماده ايم در ركاب حضرت باشيم ولي الان نه، كمي ديرتر.

تابستان عنوان فصل سوم كتاب “كمي ديرتر” است كه در اين فصل شجاعي از نگاه اسد به بررسي نامه عمل خود مي‌پردازد و در آن دنبال كار خالصي مي‌گردد كه اين بهانه او را براي هم ركابي حضرت انتخاب كند. يكي يكي اعمالي كه به زعمش خالص بوده را مي‌شمارد و از طرف ديگر توسط اسد رد مي‌شود. تا اينكه به رمان “كمي ديرتر” مي‌رسد. شجاعي در اين باره خطاب به اسد مي‌نويسد:

بارها در طول نوشتن اين رمان دچار ترديد و دودلي شدم. يك دلم مي‌گفت: بيا و از خير اين كار بگذر و براي خودت دشمن تراشي نكن. عقل هم چيز خوبي است! مثل مگس بر روي زخم ها و عفونت ها ننشين! خوبي ها را ببين. دل ديگرم مي‌گفت: نويسنده بايد آينه باشد. آينه اگر زشتي ها را بپوشاند و فقط زيبايي ها را نشان دهد كه ديگر آينه نيست … سرت را درد آوردم ولي دوست داشتم بدوني كه در طول اين كار با خودم چه دست و پنجه هايي نرم كردم … به خودم گفتم عموم كساني كه پيش از اين تقدير و تحسينت مي‌كردند، بعد از انتشار اين كار، ممكنه تقبيح و نكوهشت كنند.”

و دست آخر اينگونه نتيجه مي گيرد:

… “يك كلام از حضرت مولا به ياد يكي از دو جبهه دل آمد. فصل الخطاب شد و به داد دعوا رسيد. همون كلام كه فرموده بود: تلخي حق، تو را از بيانش باز ندارد. حقيقت را بگو اگر چه تلخ باشد. و من –درست يا غلط- چون نوشتن آن رمان را بيان واقعيت و حقيقت مي‌دونستم دل دادم و از جون مايه گذاشتم.”

 

در فصل آخر يعني بهار سيد مهدي شجاعي نمونه هايي از منتظران واقعي را از زبان اسد معرفي مي‌كند و در مورد آنها به نقل حكاياتي مي‌پردازد. شايد جالب باشد كه خواننده اين حكايات را شنيده باشد ولي قلم روان شجاعي به تو اجازه بستن كتاب و ادامه ندادن مطلب را نمي‌دهد. حكاياتي از علامه مجلسي، علامه حلي و كربلايي محمد قفل ساز

 

 

پنج شنبه سیم 6 1391 10:1
X